تبليغاتX
تا رهایی
بشنو سرود رود را: رفتن. رفتن و رفتن و هرگز برنگشتن

پيام مهم ميرحسين خطاب به ملت
 
تسليم اين صحنه آرايي خطرناك نخواهم شد
 
ملت شريف ايران
نتايجي كه براي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري اعلام شد بهت آور است مردمي كه در صفهاي طولاني اخذ راي شاهد تركيب آرا بودند و خود مي دانند كه به چه كسي راي داده اند با حيرت تمام به شعبده بازي دست اندركاران انتخابات و صدا و سيما نگاه مي كنند. آنان اينك بيش از هميشه به دنبال آن هستند كه بدانند چگونه و توسط چه كساني و مقاماتي طرح اين بازي بزرگ ريخته شده است. اينجانب ضمن اعتراض شديد به روند موجود و تخلفات آشكار و فراوان روز انتخابات هشدار مي دهم كه تسليم اين صحنه آرايي خطرناك نخواهم شد. نتيجه آنچه كه از عملكرد متصديان بي امانت ديده ايم و مي بينيم جز تزلزل اركان نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران و حاكميت دروغ و استبداد نيست. اينجانب طبق وظيفه شرعي و ملي خويش به افشاي رازهاي پشت سر اين روند پرمخاطره خواهم پرداخت و آثار نابود كننده آن را بر سرنوشت كشور توضيح خواهم داد و ترس آن دارم كه ادامه وضع موجود همه نيروهاي موثر در نظام را به توجيه گراني دروغگو در مقابل مردم تبديل كند و دنيا و آخرت آنان را در معرض لطمه هاي جبران ناپذير قرار دهد.
به مسوولان توصيه مي كنم بيش از آن كه دير شود اين روند را فورا متوقف كنند و همگي به خط قانون و امانتداري از آراي ملت بازگردند و بدانند كه خروج از عدالت مشروعيت زداست. آنان بيش از هر كس ديگر از اين حقيقت باخبرند كه در اين كشور انقلابي بزرگ و اسلامي صورت گرفته است. كمترين پيام انقلاب ما اين است كه مردم آگاهند و در برابر كساني كه با تقلب روي كار بيايند تمكين نخواهند كرد.
اينجانب از همين فرصت استفاده ميكنم و ضمن تشكر از عواطف ملت بزرگوار ايران به آنان تذكر مي دهم كه ايران اين موجود آسماني متعلق به آنان است و نه متقلبان، اين آنان هستند كه بايد با هوشياري خود از آن حفاظت كنند. خائنين به آراء مردم ابايي از آن ندارند كه اين خانه پارسايان به آتش كشيده شود. ما موج عقلانيت سبز خود را كه برگرفته از تعاليم ديني و علايق ملت ما به اهل بيت پيامبر(ص) است با تمامي شور ادامه مي دهيم و با شورش دروغ كه در كشور طغيان كرده و چهره آن را آلوده است مبارزه ميكنيم، اما اجازه نخواهيم داد كه حركات ما شكل كور به خود بگيرد.
جا دارد از يكايك شهرونداني كه براي رساندن اين پيام سبز هر كدام ستادي بودند و تمامي ستادهاي مردمي و رسمي كه در انتخابات فعاليت ميكردند سپاسگذاري كنم و تاكيد نمايم كه تا رسيدن به نتيجه اي كه كشور ما لايق آن است همچنان به حضور و تلاش آنان نياز است.
و ما لنا الا نتوكل علي الله و قد هدانا سبلنا و لنصبرن علي ما اذيتمونا و ع لي الله فليتو كل المتوكلون

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 12:54  توسط پژمان موسوی  | 
 

 كارنامه نشر در گفتگويم با زيبا جلالي ناييني

حضور در نمايشگاه كتاب ديگر غرور آفرين نيست

بالاخره بیست و دومین دوره نمایشگاه بین المللی کتاب تهران هم در مصلای تهران آغاز به کار کرد و نویسندگان و ناشران در تلاشند از فرصت به دست آمده برای عرضه آخرین آثارشان نهایت بهره برداری را داشته باشند. در آن سوی گود اما هستند ناشرانی که با دیدی انتقادی به کارنامه نشر در سال های اخیر، حمایت های دولتی را تنها محدود به قشری می دانند که کوچک ترین سهمی را در اعتلای فرهنگ این مملکت ندارند و عجیب آنکه از بیشترین حمایت ها نیز از جانب دولت برخوردارند. زیبا جلالی نایینی مدیر انتشارات شیرازه یکی از همین منتقدان است.او در گفت وگو با «سرمایه» از کم و کیف کارنامه نشر در این سال ها می گوید و اینکه از حضور در این دوره از نمایشگاه احساس مثبتی ندارد و آن را غرور آفرین نمی داند:


ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 13:35  توسط پژمان موسوی  | 
 

نه!هرگز شب را باور نكردم

چرا كه در فراسوي دهليزش

به اميد دريچه اي

دل بسته بودم

 


+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 13:54  توسط پژمان موسوی  | 
 

گفتگويم با رييس سابق اتحاديه كارگران قراردادي

بيشترين فشار را كارگران متحمل مي شوند

همه ساله و با نزدیک شدن به اول ماه مه روز جهانی کارگر، تکاپوی جریانات و افراد فعال در بحث های کارگری از یک طرف و دولتمردان از طرف دیگر در جلب توجه افکار عمومی به اهمیت رعایت حقوق کارگران و لزوم حمایت همه جانبه از این قشر شریف و زحمتکش در حالی دوچندان می شود که به دلیل عدم رعایت تمامی موازین مرتبط با احقاق حقوق کارگران در بقیه ایام سال، این اظهارات و موضع گیری ها کمتر با اقبال جامعه کارگری کشور روبه رو می شود.امسال اما به دلیل در پیش بودن انتخابات ریاست جمهوری، رئیس جمهوری و داوطلبان انتخابات دهم به نحوی ویژه به طرح مطالبات کارگران و راهکارهایشان برای حل معضل قراردادهای موقت کار می پردازند . این موارد در کنار لزوم پاسداشت مقام کارگر ما را بر آن داشت تا به سراغ رجبعلی شهسواری رئیس سابق اتحادیه کارگران قراردادی و پیمانی کشور برویم و در گفت وگویی نظرات وی را در این حوزه جویا شویم... ¦

آقای شهسواری، مهم ترین معضل جامعه کارگری امروز ایران را چه عاملی می دانید؟

 امروز مشاهده می شود به وفور جنس هایی از خارج از کشور به داخل وارد می شود که همین میزان واردات بی رویه به ورشکستگی بسیاری از واحدهای تولیدی و البته اخراج کارگران از این واحدها انجامیده است. متاسفانه به دلیل موج واردات بی رویه، دیگر تولید بسیاری از کالاها برای تولیدکنندگان ما صرفه اقتصادی ندارد و در این شرایط طبیعی است یا مدیر این واحد کارگر خود را اخراج کند یا از وی با میزان مزد بسیار پایین بهره ببرد که در بسیاری از موارد کارگران ما مجبورند برای گذران امور به شرایط سخت کاری تن بدهند.

آیا فکر نمی کنید، می توان تدابیری اندیشید که به نحوی یا جلوی این واردات بی رویه را گرفت یا از تولیدکننده داخلی حمایت کرد؟

البته که می شود؛ ما اگر شرایط تولید را برای تولیدکنندگان مان تسهیل کنیم، وام هایی با بهره های بالا به آنها ندهیم که بازپرداخت همان وام ها به ورشکستگی واحدهای تولیدی بینجامد و شرایط را از مبادی گمرکی برای ورود بی رویه محصولات به داخل کشور محدود و سخت کنیم، معلوم است که شرایط بهتر از آنی می شود که الان هست.

نگاه حمایتی به کارگران را در این شرایط تجویز می کنید؟

بله، ما در تمام امور نگاهمان باید به نفع جامعه کارگری باشد و این در حالی است که به عنوان مثال در خصوصی سازی اصلاً منافع کارگران دیده نمی شود. اصلاً فکر نمی شود با خصوصی شدن بسیاری از سازمان ها و نهادهای مشمول، شرایط از اینی هم که هست بدتر می شود و مدیران آینده این سازمان ها چون فقط به سود و کسب سرمایه می اندیشند یا نیروهای خود را تعدیل می کنند یا شرایطی را فراهم می آورند که کارگران با حداقل مزد به ادامه کار راضی شوند و اینگونه است که من فکر می کنم در هر موضوعی طبقه کارگران مظلوم واقع شده و حقشان ضایع می شود. البته بسیاری از شرکت های خصوصی هم تقصیری در این زمینه ندارند زیرا آنها نیز عنوان می کنند از پشتیبانی برخوردار نیستند که خود پشتیبان کارگران شوند.

وضعیت قراردادهای کار را چگونه ارزیابی می کنید؟

امروز وقتی دولت و ادارات رسمی مبادرت به استخدام های قراردادی می کنند، دیگر ما چه توقعی از شرکت های خصوصی می توانیم داشته باشیم. آیا با این وضع کسی می تواند به شرکت های خصوصی اعتراضی را روا دارد. متاسفانه دولت که خود باید الگوی دیگران در این زمینه باشد در چارچوب منافع کارگران قدم برنمی دارد.من فکر می کنم امروز کارگران ما هم باید سهامدار شرکت ها شوند تا از این دریچه بتوانند حداقل منافعی را نصیب خود کنند در غیر این صورت و با وضعیتی که امروز مشاهده می شود، ما هر روز باید به دلیل اصل خصوصی سازی نهادها و سازمان ها، در انتظار بیکار شدن تعداد دیگری از کارگران زحمتکش ایرانی خود باشیم.

 


+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 17:54  توسط پژمان موسوی  | 

در گفتگوي مشترك من و فروزان آصف نخعي با شهردار تهران مطرح شد

حكومت هاي محلي راه حل توسعه و امنيت

سخن گفتن از توسعه شهري بدون در نظر گرفتن رابطه آن با سرمايه اجتماعي،در جهان پرتلاطم كنوني امري عبث و بدون نتيجه اي مشخص برآورد مي شود. سرمایه اجتماعی به عنوان مؤلفه کلیدی توسعه مورد مطالعه صاحبنظران علوم اجتماعی قرار گرفته است. سرمایه اجتماعی دارای مؤلفه هایی چون اعتماد اجتماعی، مشارکت اجتماعی، انسجام اجتماعی و آگاهی اجتماعی است که در جوامع مختلف در اشکال و میزان های متفاوتی دیده می شود. راهبرد توسعه شهري در ابتدا با عنوان برنامه کمک و همياري شهري شناخته مي شد و در مسير اين تفکر غالب که شهرها موتور توسعه ملي هستند ، تأکيد آن بر امکان يک رشد هماهنگ در سرمايه گذاري از طريق ممکن ساختن رشد اقتصادي بود.تمامي اين دغدغه ها به انضمام ضرورت آشنايي با ديدگاه هاي شهردار كلان شهري چون تهران كه اتفاقا فردي چون محمد باقر قاليباف در صدر آن قرار دارد ما را بر آن داشت تا در هنگامه اي كه بحث كانديداتوري وي براي انتخابات رياست جمهوري دهم بيش از هر زمان ديگري جدي شده است،به سراغ وي برويم و در يك گفتگوي چالشي نظرات وي را در اين حوزه به چالش بكشيم كه ماحصل آن را در زير مي خوانيد...

 


ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 10:50  توسط پژمان موسوی  | 
 

گفتگوي اخيرم با مديا كاشيگر

ايراني ها ياد نگرفته اند پاسخ سوالاتشان

 را در كتاب ها جستجو كنند

در حالی که چندی پیش رئیس سازمان کتابخانه ملی ایران سرانه روزانه مطالعه بین ایرانی ها را تنها دو دقیقه در روز عنوان کرده بود، دبیرکل نهاد کتابخانه های عمومی کشور متوسط میزان مطالعه غیردرسی مردم ایران را 18 دقیقه در روز اعلام کرد. فارغ از اینکه کدام یک از آمارهای بالا به واقعیت نزدیک تر هستند، آنچه در این بین مهم و جالب توجه است، میزان مطالعه در کشورهای توسعه یافته است؛ مطابق آمارها این میزان در مقایسه با کشورهای توسعه یافته مثل ژاپن و انگلیس که سرانه مطالعه حدود 90 دقیقه در روز است و در مقایسه با کشورهای در حال توسعه ای مانند ترکیه یا مالزی که این عدد نزدیک به 55 دقیقه در روز است، سرانه مطالعه در ایران چیزی در حد یک بحران است؛ بحرانی که ما را به این نتیجه می رساند که گویا برای ایرانی ها، آرایشگاه ها و گیم نت ها مکان های پرجاذبه تری نسبت به کتابخانه ها و کتابفروشی ها هستند. مدیا کاشیگر نویسنده، مترجم و شاعر که تاکنون 20 جلد از کتاب های وی روانه بازار نشر شده است درخصوص مطالعه کم ایرانی ها اما عقیده متفاوتی دارد...

آقای کاشیگر، شما مهم ترین دلیل سرانه پایین مطالعه بین مردم ایران را در چه عاملی می دانید؟
به نظر من عامل اقتصادی شاید مهم ترین دلیل مطالعه کم ایرانی ها باشد؛ به نظر شما چند درصد از ایرانی ها قدرت خرید کتاب را دارند؟ فارغ از این موضوع چند درصد از آنان توان ایجاد یک کتابخانه را برای خود دارند؟ من فکر می کنم پاسخ این سوال ها رقم بسیار پایینی از مردم ایران را شامل می شود.
یعنی شما عامل اقتصادی را مهم ترین عامل می دانید؟ در این صورت آیا عامل فرهنگی نقشی ضعیف و کم حاشیه دارد؟
به هیچ وجه، قطعاً یکی از دلایل مهم این موضوع عامل فرهنگی است و اینکه متاسفانه مردم ما یاد نگرفته اند که پاسخ سوال های خود را در کتاب جست وجو کنند و از همین رو وقت کمی را نیز به این مهم اختصاص می دهند؛ عامل مهم دیگر «عادت» است؛ متاسفانه مردم ایران حتی به کتابخوانی عادت هم نکرده اند چرا که اگر جز این بود امروز وضعیت دیگری داشتیم.
آیا مشغله های زندگی روزمره و گرفتاری های مختلف مردم نقشی در این سرانه پایین ندارد؟
به نظر من در کتابخوانی فرض بر وقت آزاد است فرض بر ذهنی آسوده و کم دغدغه است، فرض بر قدرت خرید است که تمامی این فرض ها با فضایی که شما ترسیم کردید به شدت در تضاد است و از همین رو من نیز تاکید می کنم که به دلیل تمامی این عوامل مردم ما تماشای تلویزیون و گوش کردن به موسیقی را بر مطالعه کتاب ترجیح می دهند.


+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 19:49  توسط پژمان موسوی  | 

وضعيت اسفناك زنان در رسانه هاي چاپي امروز ايران

بازنمايي جنسيتي زنان در رسانه هاي مكتوب ايران هم اينك وضعيت بسيار اسفناكي را در حال گذران است.اين رسانه ها در نبود نشريات آزاد و مستقل زنان،صفحاتي را با سركليشه «زنان» سياه مي كنند كه نه تنها مباحث مورد بحث در آن ها كوچكترين ارتباطي با دغدغه هاي تاريخي زنان ايران ندارد كه خواننده را نسبت به كاغذي كه با اين مهملات سياه شده اند با يك حالت دلسوزي مواجه مي كند...

 


ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 10:36  توسط پژمان موسوی  | 

              روزنامه نگاران ايراني نخستين سالمرگ بورقاني را گرامي داشتند

             خداحافظ اي شعر شبهاي روشن

کمتر روزنامه نگاري را مي شد پيدا کرد که در نخستين سالمرگ احمد بورقاني مسير خانه هنرمندان ايران را بر خود هموار نکرده بود و در مراسم باشکوهي که به همين مناسبت از طرف جمعي از دوستداران و خانواده آن مرحوم ترتيب داده شده بود، حضور به هم نرسانده بود. آري! انگار همين ديروز بود که از طريق يک پيامک از خبر فقدان هميشگي ياور ديرين مطبوعاتي ها و اهالي رسانه باخبر شديم و به همين زودي در مراسم سالگرد درگذشت آن رادمرد، دور هم جمع شديم تا شايد مرگ او را اين بار باور کنيم; مرگي که بي شک لطمه اي بود بزرگ نه تنها به خانواده او که به تمامي آنهايي که نسبتي را با دنياي قلم و روزنامه نگاري براي خود مي شناسند. احمد بورقاني فراهاني هنوز هم در کنار ماست; حضور او اما از يک سال پيش به حضور انديشه هايش که در اين يکسال مجال بيشتري براي واکاوي اش داشته ايم، مبدل گشته است; حضوري که بي شک براي تمامي آناني که او را و انديشه هاي او را مي شناختند ابدي خواهد بود...

 


ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 12:53  توسط پژمان موسوی  | 

معتاد مجرم نيست

در ضرورت سپردن مسئوليت ترك اعتياد به تشكل هاي غير دولتي

مروري بر اخبار مرتبط با حوزه اعتياد در طول هفته گذشته، نتايج هولناکي را پيش روي افکار عمومي جامعه ايراني قرار مي دهد. «گرايش به ماده مخدر صنعتي شيشه» و آمار بالاي اعتياد به «کراک» به عنوان دو خبر تکان دهنده در هفته گذشته، ضمن اينکه نگراني گسترده فعالين اجتماعي - مدني را به دنبال آورده است، اين پرسش اساسي را در پيش روي افکار عمومي قرار داده است که چگونه با وجود روش هاي مختلف و گاهي متفاوت، مبارزه با مواد مخدر، گرايش جوانان با اين بلاي خانمان سوز نه تنها کاهش نيافته که حتي شکل متنوع تري نيز به خود گرفته است؟ با مروري بر ميزان مصرف مواد مخدر در تهران و شهرستان ها از يکسو و ميزان کشفيات مواد مخدر، حدود 2 تن برآورد روزانه آن، از سوي ديگر، به اين نتيجه ساده اما منطقي مي رسيم که روش هاي امتحان شده در حوزه مبارزه با مواد مخدر نه تنها جوابگوي اين نياز نبوده، سهل است حتي بعضا بر ميزان اعتياد جامعه نيز افزوده است و جوانان بيشتري را به کام آلودگي کشانده است; براي بررسي اين موضوع ضروري است تا به ميزان پژوهش هاي انجام شده براي انتخاب «بهترين راه مبارزه» توجه خاص مبذول داشته شود اما دريغ و صد افسوس که تعداد پژوهش هاي انجام شده و مورد توجه قرارگرفته شايد به تعداد انگشتان يک دست نيز نرسند زيرا از يکسو برخي از مقامات ارشد مسوول در اين حوزه در خيلي   از موارد از امر پژوهش غافلند و از سوي ديگر اراده خاصي براي آزمودن روش هاي کمتر مورد توجه قرار گرفته وجود ندارد و اينگونه مي شود که ما همه روزه شاهد پرپر شدن جمعي از جوانانمان در اثر ابتلا به اين بلاي خانمان سوز هستيم. واقعيت اينجاست که اعمال فشار و خشونت هاي رواني که تاکنون و در مواجهه با معتادان جامعه روا داشته شده است، نتيجه عکس داده اند و از همين رو به نظر مي رسد ضمن الزام به سپردن مسووليت ترک اعتياد به تشکل هاي غيردولتي فعال در اين حوزه، ارائه الگوي تازه اي از رفتار همراه با مهر و عطوفت با اين قشر از جامعه نيز ضرورتي است انکار ناپذير که رعايت آن بر هر فردي واجب است; اگر همگان معتاد را قرباني  شرايط ناهنجار اجتماعي ببينند که وي را به اين حال و روز انداخته است، ديگر با وي مانند مجرم رفتار نخواهند کرد بلکه تلاش خواهند کرد تا با ارائه مشاوره هاي جسمي و رواني لازم، ضمن فراهم آوردن زمينه بازگشت وي به روند زندگي سالم و طبيعي انرژي هاي فراوان ذخيره شده در وي را نيز آزاد سازند تا او نيز پس از گذار از مرحله تعيين کننده ترک اعتياد، کار و تلاش براي ساختن آينده اي بهتر را براي خود و خانواده اش در پيش گيرد. اميد که چنين شود...

 

 


+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 11:23  توسط پژمان موسوی  | 

ایدز و آمارهای متفاوت

در حالی بیستمین سالروز جهانی ایدز را پشت سر گذاشتیم که بنا بر آخرین آمارها در حال حاضر تنها ۹۲۱ نفر در ایران تحت درمان این بیماری قرار دارند و این رقم در مقایسه با تعداد ۸۷۳۰ نفری که به طور قطعی نیازمند درمان از این بیماری قرار دارند، آمار چندان قابل قبولی به نظر نمی رسد.ایدز بیماری مهلکی که به دلیل عدم آگاهی رسانی مطلوب در کشورهای کمتر توسعه یافته در طول ۱۵ سال گذشته با افزایشی در حدود ۴ برابری شدن تعداد مبتلا یان روبه رو بوده است، در ایران نیز با فرازو فرودهایی در طول ۲۰ سال گذشته روبه رو بوده است; فراز و فرودهایی که هر چند تبعات مثبت و منفی گسترده ای را به دنبال داشته است، اما متاسفانه نه تنها به کاهش آمار مبتلا یان به این بیماری نینجامیده که به افزایش شمار آن نیز منجر شده است. در حالی که مقامات سازمان ملل در تهران رقمی در حدود ۸۰۰۰۰ نفر را برای تعداد مبتلایان به ایدز در ایران بر می شمارند، مقامات رسمی وزارت بهداشت و سایر مراجع ذی صلا ح، ۱۸۳۲۰ نفر را رقم دقیق مبتلا یان به ایدز می دانند و بر این رقم اصرار می ورزند.فارغ از اینکه رقم واقعی تعداد ایدزی های ایران کدام یک از دو رقم بالا ست، آنچه در این بین مهم و قابل ذکر به نظر می رسد همانا ضرورت اطلاع رسانی دقیق و آگاهی بخشی عمومی به جوانان برای پر هیز از بروز رفتارهایی است که به ابتلا ی طیف وسیع تری از هموطنان به این بیماری مهلک منجرمی شود. اگر نیم نگاهی هم به آمارها داشته باشیم به این تحلیل می رسیم که از آنجایی که ۴۵ درصد از موارد تازه ابتلا یافته به ایدز را جوانان تشکیل می دهند، گروه هدف در این آگاهی رسانی را باید طیف جوان جامعه قرار دهیم و با استمداد از تمامی ابزارهای رسانه ای و فرهنگی، تلا ش نماییم تا با بسط آگاهی های توده ای از بسط همه گیر این بیماری به نحوی جلوگیری نماییم تا نسل های آینده هم به دنبال این آموزش ها، از این بیماری مصون بمانند.از سوی دیگر، با توجه به تغییر الگوی ابتلا ی به ایدز از سرنگ مشترک به روابط جنسی، ضرورت آموزش های پیش و پس از ازدواج به جوانان در هر نقطه ای از کشور که باشند بسیار مهم می نماید تا در سایه این آموزش ها زوجی نباشد که به دلیل عدم آگاهی خدای ناکرده به این بیماری دچار شود.«اهداف توسعه هزاره» ، «بیانیه تعهد» و «بیانیه سیاسی» نیز که میثاق جمعی دولت های عضو سازمان ملل متحد برای مبارزه با ایدز می باشد، نقشه راه و تعیین کننده استراتژی ها و راهبردهایی است که دول عضو می بایست با رعایت اصول آنها به عهد خود با جامعه جهانی برای پیشگیری از فراگیری این بیماری جامه عمل بپوشانند تا در سایه این حمایت ها فردی نباشد که به دلیل عدم آگاهی به این بیماری که امروز دیگر نمی توان گسترش آن را انکار کرد، دچار شود; امید که چنین شود.

 

 


+ نوشته شده در  دوشنبه دوم دی 1387ساعت 12:44  توسط پژمان موسوی  | 

مشكل جوانان اشتغال است نه ازدواج

اين روزها به هر کجا که مي روي و به هر محفل  دولتي که سر مي زني، سخن از ازدواج جوانان است و اقدامات گسترده دولت نهم براي تسهيل اين امر ميمون ومبارک. به پاي سخنان دولتيان که مي نشيني در آنها  جنب و جوش خاصي را مي بيني که به طرح هاي جديد اينان در حوزه ازدواج برمي گردد و ابداعاتشان براي جوانان اين مرز و بوم...


ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 12:9  توسط پژمان موسوی  | 

مسئوليت اجتماعي بزرگان در برابر

 كودكان سرطاني ايران

«هيچ کودک مبتلا  به سرطان به دليل  فقر جان خود را از دست نخواهد داد» اين جمله به نوعي جان کلا م همان کساني است که تنها با اکسير عشق و نوع دوستي، سرمايه خود را مي گذارند تا موسسه اي پا بگيرد و کودکان به زندگي دوباره وبا کيفيتي متفاوت اميدوار گردند.
موسسه خيريه حمايت از کودکان مبتلا  به سرطان محک در روز هاي گذشته ميزبان همان هايي بود که گرد هم آمده بودند تا از «مسئوليت اجتماعي» بزرگان صنعت و تجارت ايران بگويند: مسئوليتي که «به حق» به گردنآنها گذاشته شده است، مسئوليتي که به سياست راهبردي موسسه در جذب مشارکت هاي مردمي تبديل شده است. اگر امروز همگان با نام «محک» آشنايند اين امر بي شک مرهون آناني است که 10 سال پيش سنگ بناي اين موسسه را در نقطه مرتفعي از تهران بنا نهادند و ساختماني 18 هزار متر مربعي را با هزينه به  نسبت اندک 6 ميليارد تومان تجهيز نمودند; 6 ميليارد توماني که فاصله اش تا مبلغ واقعي ساخت و تجهيز يک چنين بيمارستان مجهزي را بي شک ملاط عشق پر کرده است.
دبير کنفدراسيون صنعت ايران در اين نشست ضمن اظهار خوشوقتي از سابقه ديرينه مسئوليت اجتماعي در فرهنگ ايراني، مسئوليت هاي اجتماعي کسب و کارها را که از شرکت ها مي خواهد به صورت کاملا  داوطلبانه به امور خيريه بپردازند، بحثي جديد در ايران مي داند و مي افزايد: ترويج مسئوليت هاي اجتماعي از طريق توسعه امر صنعت يکي از شرايط اصلي عضويت کشورها در WTO است...


ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 9:41  توسط پژمان موسوی  | 

در ضرورت سربازي حرفه اي

فروش خدمت سربازي تکذيب شد. اين خبرکوتاه و به ظاهر تکراري امروز به يکي از چالش  برانگيزترين حوزه هاي مرتبط با قشر وسيعي از  افراد جامعه يعني جوانان تبديل شده است، به نحوي که هر روز شايعه اي جديد مبني بر طرح خريد يا اصلاح خدمت سربازي در سطح  افکار عمومي پخش مي شود و اتفاقا همين خبر خيلي هم سريع از جانب مسئولان امر در ستاد کل نيروهاي مسلح تکذيب مي شود.سربازي و خدمت به کشور به عنوان يکي از مترقي ترين طرح هايي که تاکنون در کشوري چون ايران به اجرا گذارده شده است امروزه به دليل نوع نگاه متوليان امر به آن به طرحي فرسايشي و پر ابهام از جانب جوانان اين ملک و سرزمين تبديل شده است و هر کدام از اين جوانان به نحوي به دنبال راهي براي رهايي از آن هستند و اين در حالي است که در حال حاضر طرح خدمت سربازي آن هم به صورت اجباري آن در اکثر کشورهاي پيشرفته جهان به طور کلي منسوخ شده است.سخن از حذف اين خدمت يا اصلاح آن به نحوي که جريانات احساسي به دنبال آن هستند، نيست بلکه سخن اين است که تمامي دلسوزان اين کشور مي بايست به دنبال تشکيل نوعي ارتش باشند که امروزه به ارتش حرفه اي شهرت يافته است; ارتش و سربازي حرفه اي بدين معناست که خدمت سربازي براي جوانان داراي نوعي مقبوليت گردد که نه تنها از آن پس جوانان به دنبال فرار از آن نباشند که وضعيت به گونه اي گردد که اتفاقا جوانان راغب باشند که اين دوران را با افتخار بگذرانند زيرا در اين وضعيت آرماني نه تنها اين دسته از سربازان به عنوان نيروهاي حرفه اي آموزش هاي لازم را براي تشکيل ارتش حرفه اي مي بينند که در آمد مکفي اي نيز نصيبشان مي شود و بدين وسيله شايد خيلي ها ترجيح دهند در اين وانفساي کنوني، تن به خدمت سربازي دهند تا تن به فرار از آن ...از سوي ديگر سربازي اجباري و هر مقوله اي که صفت «اجبار» پشت آن است، بي شک نمي تواند اهداف متوليان امر را از گذراندن اين دوران براي جوانان برآورده سازد زيرا در اين سالها تنها مساله اي که در ذهن جوانان نمي گذرد، خدمت به کشور و نظام است و هر کدام از اينان به نوعي مي کوشند تا سختي اين دوران را تنها اندکي براي خود هموار  نمايند تا شايد اين دوران نيز بگذرد و آنان بر جريان عادي زندگي خود بازگردند.واقعيت اينجاست که خدمت سربازي و بود و نبود آن داراي آن چنان تبعات مثبت و منفي گسترده اي است که کارشناسان و صاحب نظران خيلي با احتياط مي بايست به آن  ورود پيدا کنند و مسائل مختلف حاشيه اي آن را واکاوي نمايند اما آنچه به روشني و صراحت رخ مي نمايد، برداشتن صفت اجبار از روي اين طرح مترقي است -البته مترقي در شرايطي که بتوان عنوان ارتش حرفه اي را بر روي آن نهاد- و سوق دادن  دوران سربازي به يک دوران جذاب و داراي مقبوليت براي جوانان. اگر از حق نگذريم گذراندن 2 سال آن هم در بهترين و شکوفاترين دوران زندگي هر فرد در داخل پادگان ها و اردوگاه ها نمي تواند به خودي خود داراي جذابيت براي هر جوان ايراني باشد از همين  رو بر نمايندگان مجلس و صاحبنظران  است تا با تصويب قوانين مترقي در خصوص خدمت وظيفه، از يک سو گذر اين دوران را براي جوانان مطلوب و مقبول  نمايند و از سوي ديگر زمينه تشکيل يک ارتش حرفه اي و مدرن را براي کشورمان  بيش از پيش مهيا سازند.

 


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 12:45  توسط پژمان موسوی  | 

در حاشيه برگزاري دومين نمايشگاه و جشنواره ملي رسانه هاي ديجيتال

جشنواره اي غير تخصصي براي خودي ها

دومين جشنواره و نمايشگاه ملي رسانه هاي ديجيتال در حالي به تازگي و با سخنان مديران تماما دولتي دولت نهم به کار خود پايان داده است که اما و اگر ها و حواشي اين جشنواره همچنان و به تمامي رخ مي نمايد.
در ادوار گذشته و تا پيش از روي کار آمدن دولت نهم علي رغم به رسميت شناختن جشنواره رسانه هاي چند رسانه اي و رسانه هاي ديجيتالي در کنار اله سيت و اله کامپ از سوي شوراي عالي اطلاع رساني و تلاش هاي گسترده اي که دبيرخانه جشنواره هاي اول و دوم جهت شناسايي و حمايت مولتي مديا انجام داد،متاسفانه تغيير دولت و روي کار آمدن دولتمردان جديد تمامي اين تلاش ها را نقش بر آب کرد به نحوي که هم اينک شاهد تبليغات گسترده با بودجه عظيم دولتي و ارشادي جشنواره اي هستيم که برخلاف اطلاع رساني قوي و برگزاري جلسات مطبوعاتي متعدد در ادوار گذشته، در سکوت جامعه خبري آي تي و تنها با تبليغات دولتي در صدا و سيما و برخي مطبوعات بازتاب داشته است. فارغ از اينکه با کدام توجيه و دليل منطقي، ادوار گذشته اين نمايشگاه تماما به فراموشي سپرده مي شود،در اين مقال بر آنيم تا از زاويه اي منتقدانه به آنچه در اين دوره از جشنواره بر مفهومي به نام رسانه ديجيتال رفت، بپردازيم...


ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 10:20  توسط پژمان موسوی  | 

کرزای و رقص مرگ

به قلم دکتر امیر مدنی

دوست و استاد همیشگی ام دکتر امیر مدنی اخیرا با نگارش یادداشتی تحلیلی،به بررسی آنچه امروز بر صحنه سیاست  افغانستان می رود پرداخته است؛به دلیل اهمیت موضوع متن کامل آن را در زیر می خوانید:

مذاكرات هيات 17 نفري طالبان كه با شركت چهره‌هايي همچون وكيل احمد متوكل وزير خارجه، ملا ارسلان وزير تحقيقات طالبان و ملاهايي ديگر در حضور نواز شريف نخست‌وزير سابق پاكستان از حزب مسلم‌ ليگ با گرايش‌ وهابي از سوم تا ششم مهرماه در عربستان انجام شد، نشان آشكار از ميل بازگرداندن افغانستان به گذشته دارد.عربستان دومين كشوري است كه حكومت طالبان را پس از پاكستان به رسميت شناخته بود و تا آخرين لحظات سرپايي طالبان به كمك دلارهاي نفتي و اعزام داوطلب همراه برنامه‌ريزي‌هاي لجستيكي سرويس‌هاي پاكستاني ((ISiاز حكومت طالبان پشتيباني كرده بود. دكتر مرتضي دانش از تحليل‌گران برجسته ايراني از بدو رياست جمهوري آقاي كرزاي در اشپيگل تذكر داده بودند كه سياست پشتون گرايي آقاي كرزاي كه الزاما به منزوي‌سازي ديگر اقوام مي‌انجامد سرانجام به گروه‌هاي طالباني و حكمت‌يار نزديك خواهد شد. در واقع كرزاي با منزوي ساختن تدريجي رهبران شمال و ياران احمدشاه مسعود و محدودساختن دامنه عمل اسماعيل‌خان در هرات و با فراموش كردن اين امر كه خود بارها طالبان و همتايان القاعده‌اي آنان را تروريست و آدمكش محافل سرويس‌هاي مخوف پاكستان (ISI) را حامي آنان خوانده بود (نيوزويك 2 اكتبر 2006) با اعطاي رهبري جهان اسلام به ملك عبد‌الله به جايي گام نهاده است كه وي را قادر مي‌سازد تا ملاعمر را برادر بخواند و از وي براي شركت در قدرت دعوت كند.


ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 16:8  توسط پژمان موسوی  | 

تحلیلی بر طرح انحلال سازمان میراث فرهنگی،صنایع دستی و گردشگری

نمایندگان مجلس در برابر قضاوت تاریخ

شايد حکم به انحلا ل سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري از آن دست احکامي باشد که تاريخ قانونگذاري اين ملک نمونه اي مشابه با آن را در کارنامه اش سراغ نداشته باشد و مشابه با آن را نيز در آينده به خود نبيند. ايران به عنوان کشوري که مي تواند و بايد به يکي از قطب هاي گردشگري در دنيا تبديل شود بي شک به نهادي عظيم و اتفاقا اين بار بوروکرات نياز دارد تا از اين طريق بتواند ضمن تجميع در کليه فعاليت هاي مرتبط با صنعت گردشگري، ويتريني به مراتب جذاب را نيز از خود در دنيا ارائه نمايد تا بدينوسيله بتواند سهم درآمد ناخالص ملي خود را از اين صنعت سودآور به مراتب بيش از آنچه تاکنون بوده است، بنمايد. در سال 1314 هجري شمسي دولت وقت با هدف جلب سياحان و شناساندن مفاخر و تمدن کهن سرزمين باستاني ايران به خارجيان، اقدام به تاسيس يک اداره تحت عنوان اداره جلب سياحان خارجي و تبليغات در بدنه وزارت داخله نمود.
سپس در سال 1320 يک شورايي تحت عنوان شوراي جهانگردي در داخل وزارت کشور توسط اداره سياسي اين وزارتخانه تاسيس  و هفته اي يک بار تشکيل جلسه مي داده است. پس از مدتي با توجه به اهميت روزافزون جنبه هاي اقتصادي و تحکيم مباني حس تفاهم ميان افراد کشورهاي مختلف مورد توجه دولت وقت قرار گرفت و در سال 1333 شمسي در وزارت کشور يک اداره تحت عنوان اداره امور جهانگردي تاسيس شد. به دنبال اين اقدام، در سال 1353 باالحاق سازمان جلب سياحان در وزارت اطلا عات، اين وزارتخانه به عنوان وزارت اطلا عات و جهانگردي تغيير نام يافت. با پيروزي انقلا ب اسلا مي ابتدا وزارتخانه اي تحت عنوان وزارت ارشاد ملي، سپس فرهنگ و ارشاد اسلا مي و در نهايت سازمان ايرانگردي و جهانگردي تشکيل شد تا...


ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 0:9  توسط پژمان موسوی  | 

 شوراي شهر به دنبال نام گذاري يکي از خيابان هاي پايتخت به نام دکتر محمد مصدق

مصدق به خیابان های تهران باز می گردد... 

 از قرار تقدير اين گونه است که نام دکتر محمد مصدق رهبر مبارزات ملي مردم ايران در جريان ملي شدن صنعت نفت هر چند وقت يک بار و هر بار به بهانه اي بر سر زبان ها بيفتد و خيلي زود هم از ذهن ايشان پراکنده گردد. پس از آن که نام دکتر محمد مصدق در روزهاي آغازين انقلا ب بر تارک اصلي ترين و خاطره انگيزترين خيابان تهران خوش درخشيد و به دليل برخي تعصبات خيلي زود از ديوارهاي اين خيابان پايين کشيده شد، موضوع نام گذاري يکي از خيابان هاي تهران به نام اين رهبر مبارز همواره به يکي از اصلي ترين مباحث ميان سردمداران پايتخت از يک طرف و افکار عمومي از طرف ديگر تبديل شده است. سردمداران شهر که پس از تشکيل اولين شوراي اسلا مي شهر در قالب اعضاي اين شورا به نقشآفريني پرداختند همواره در اظهارنظرهايشان بر عدم مخالفت خود با نام گذاري يکي از خيابان هاي تهران به نام مصدق، تاکيد ورزيده اند و عنوان کرده اند که نام گذاري خيابان هاي تهران براساس پيشنهاداتي است که از طرف شوراياري ها، شهرداري هاي مناطق و اشخاص حقيقي و حقوقي مطرح مي شود و اگر اين پيشنهاد به هر طريقي به شورا برسد، در اصل آن «هيچ مخالفتي وجود ندارد» با شکل گيري شوراي سوم اما وضعيت شکل ديگري به خود گرفت; با راهيابي 4 اصلا ح طلب به اين شورا و حمايت اينان از اين پيشنهاد، بارقه هاي اميد اين بار بسيار پرفروغ تر از گذشته تابيدن گرفت و با اظهارنظرهاي قاطع اين اعضا در پيرامون اين موضوع، اين مساله شکل جدي تر به خود گرفت. دکتر محمدعلي نجفي عضو اصلا ح طلب شوراي شهر تهران، در اين خصوص معتقد است:  «دکتر مصدق يک چهره ملي است که به ويژه در زمان نخست وزيري از محبوبيت وسيعي بين مردم ايران برخوردار بود و خدمت بزرگي هم به کشور کرد. کمااينکه حتي امروز هم وقتي مي خواهند براي کارهاي بزرگ مانند بحث هاي هسته اي مثالي بزنند آن را با نهضت ملي شدن صنعت نفت به رهبري دکتر مصدق مقايسه مي کنند. بنابراين نمي شود نام دکتر مصدق را از تاريخ ايران جدا کرد. من جزو کساني هستم که مدافع اين مساله هستم که نام ايشان روي يکي از خيابان هاي اصلي تهران نقش ببندد.» نجفي با ابراز اميدواري از راي آوردن اين طرح مي افزايد: «من بعيد مي دانم اگر اين موضوع داخل شورا مطرح شود فشار خاصي براي خارج کردن آن از دستور کار شورا وجود داشته باشد. ممکن است بعضي گروه هاي افراطي که به حساسيت هاي بدون دليل دامن مي زنند مخالف باشند ولي در مجموع فکر نمي کنم مقامات تصميم گير و موثر نظام جمهوري اسلامي حساسيت خاصي نشان دهند. هر گروهي مي تواند نامي براي خيابان هاي تهران پيشنهاد بدهد و حتما اين موضوع در شورا بررسي مي شود. بسياري از نام ها که روي معابر تهران قرار گرفته است به پيشنهاد افراد حقيقي و حقوقي بوده است. من در حالي که نامگذاري يکي از خيابان هاي تهران به نام دکتر مصدق را ارزشمند مي دانم مطمئنم که اگر در کميسيون نامگذاري به تصويب برسد در شورا هم مشکلي نخواهد داشت.»  احمد مسجدجامعي رئيس کميسيون فرهنگي و اجتماعي شوراي شهر تهران نيز با اين پيشنهاد موافق و بر اين عقيده است که «دکتر محمد مصدق يکي از چهره هاي تاثيرگذار در دوره معاصر ايران است.» مسجدجامعي بر ابعاد شخصيتي دکترمصدق نيز تاکيد دارد:«دکتر مصدق از يک منظر شخصيتي ضداستبدادي داشت که همراهي ايشان با مرحوم مدرس نشان دهنده آن است و از طرف ديگر شخصيتي ضداستعماري هم داشت که با همراهي برخي شخصيت هاي برجسته روحاني در قضاياي مهم ملي براي مقابله با تسلط انگليسي ها بر ايران تاثيرگذار بودند.» معصومه ابتکار ديگر عضو اصلاح طلب شوراي شهر تهران نيز از اين پيشنهاد پشتيباني کرد. اصولگرايان شوراي شهر هم البته مخالفت چنداني نکردند و با روي باز از بررسي آن در شورا سخن گفتند.  اصولگرايان شورا به نظر نمي رسد مخالفت چنداني با طرح اين موضوع در جلسات شوراي شهر داشته باشند. در اظهارنظري خسرو دانشجو عضو اصولگراي شوراي شهر گفته است: « اگر اين موضوع در شورا مطرح شود اول بايد کميته نام گذاري تصويب کند تا بعد وارد صحن شورا شود، فکر مي کنم نام گذاري يکي از خيابان هاي تهران به نام دکتر مصدق جاي طرح دارد». تغيير نام خيابان ها يا نام گذاري هاي جديد در خيابان هاي پايتخت در کميته اي با عنوان کميته نام گذاري زير مجموعه کميسيون فرهنگي شوراي شهر انجام مي شود که مسووليت اين کميته در شوراي دوم و سوم با عباس شيباني از اعضاي ائتلا ف آبادگران ايران اسلا مي بوده است که هم اينک نيز اين پيشنهاد مي بايست ابتدا در اين کميته تصويب و سپس به صحن علني شورا بيايد که با توجه به تمايل شديد شيباني به نام گذاري خيابان ها به نام شهدا، اين مساله کمي بعيد به نظر مي رسد. توجه به مفاخر و اسطوره هاي ملي ميهني و تلا ش در راه زنده نگه داشتن ياد و نام آنها اما موضوعي است که نام گذاري يکي از خيابان هاي پايتخت به نام دکتر محمد مصدق را موجه تر نيز مي سازد زيرا در زمانه اي که همگان از ملي کردن صنعت نفت به عنوان يکي از بزرگترين وقايع تاريخ معاصر ايران نام مي برند، نام گذاري يکي از خيابان هاي شهر به نام رهبر اين مبارزات، نبايد  چندان جاي شک و ترديد باقي گذارد; مساله اي  که عزت الله سحابي هم بر آن مهر تاييد مي زند: «نامگذاري خياباني به نام دکتر مصدق از ضرورت هايي است که بايد سال ها پيش صورت مي گرفت با اين وجود مسوولان بايد خياباني را به نام دکتر مصدق نامگذاري کنند که در شان اين مرد بزرگ باشد.»   عزت الله سحابي با اشاره به ضرورت توجه به بزرگان تاريخ ايران مي گويد: در طول يک قرن اخير تنها تعداد معدودي از افراد اين کشور اسطوره شدند و مسوولان شهري بايد در اولين زمان نام آنها را روي يکي از خيابان ها يا تاسيسات ثابت پايتخت قرار دهند. وي در پايان تاکيد دارد: نام اين بزرگان بايد در مقابل ديدگان مردم باشد تا از آنها الگو بگيرند و فعاليت هايي را که آنها انجام دادند ادامه دهند.


+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 0:0  توسط پژمان موسوی  | 

جشنواره زنان سرزمین من؛اوج فروماندگی

متن یادداشت من برای سایت کانون زنان ایرانی

اظهارات استاندار تهران در مراسم افتتاحیه جشنواره زنان سرزمین من از آن دست اظهاراتی است که نمی‌توان به آسانی از کنار آن گذشت و از طرح آن در فضای کنونی ابزار تعجب نکرد!

دانشجو در این اظهارات با بیان اینکه سکوت و سکون در حوزه فرهنگ مرگ‌آور است و لجن‌زا، می‌افزاید: "علت برخی مخالفت‌ها با شکست این فضا این است که اگر یک نفر حرکت کند، سکون بقیه مشخص می‌شود و این عده برای سرپوش گذارندن برعیوب خود، جلوی حرکت دیگران را هم می‌گیرند."

اظهارات استاندار تهران در واقع نوعی اعتراف است: اعترافی از جنس یک پیشمانی دیر هنگام. اعترافی که از بطن جامعه ایران نشأت می‌گیرد: اینکه برخی تنها سیاهی و سکون را برای ملت می‌خواهند و هر حرکت خلاقانه و نوآورانه را پس می‌زنند به این امید که ملت را هم چنان در همان نقطه سیاهی که بودند، نگه دارند؛ اما نکته‌ای که آقای استاندار فراموش کرده‌اند این است که دوای این دردها نه برگزاری یک چنین جشنواره‌های دولت ساخته‌، که امکان انتخاب آزادانه نوع پوشش از سوی زنان ایرانی است: انتخابی که ورای هرگونه حکم ایجابی و دستوری از سوی دولتمردان و وابستگان به آنها باشد.

از سوی دیگر چگونه است که به هر سو که می‌نگری و هر دیوار نوشته‌ای را که می‌بینی، از چادر به عنوان حجاب برتر یاد می‌شود اما در این جشنواره انواع لباس‌ها با رنگ‌های متنوع تبلیغ می‌شود؟ آیا این بدان معنا نیست که آقایان هم خود فهمیده‌اند که دیگر الگوهای سنتی و تاکید بر حجاب برتر بودن چادر دیگر جواب نمی‌دهد و برای جلوگیری از دست رفتن دین و آئین، بهتر آن است که لباسهایی متفاوت با رنگ‌هایی دیگرگونه تبلیغ شود؟

برگزاری جشنواره زنان سرزمین من نقطه اوج تقلای کسانی است که دیگر درمانده‌اند! نه گشت‌های ارشاد جواب می‌دهد و نه تبلیغات به ظاهر فرهنگیشان، نه نطقهای آتشینشان و نه رسانه‌های همه گیرشان ... اینگونه است که اینان می‌کوشند با برگزاری یک چنین جشنواره‌هایی، به رعم خود روحی تازه را در کالبد مرده جامع بدمند بی‌آنکه بدانند این جامعه به یک پوست اندازی عمیق نیاز دارد و نه یک چنین حرکت‌های سطحی‌ای.

از همین روز به نظر می‌رسد به جای صرف مخارج میلیاردی یک چنین جشنواره‌های، جناب دانشجو و دوستان ایشان در هیات حاکمه بهتر آن است که زمینه انتخاب آزادانه نوع پوشش را در بین زنان ایرانی فراهم آورند که به طور قطع و یقین این مورد نه هزینه‌ای برای اینان به دنبال می‌آورد و نه محدودیت‌های الگوهای رسمی را در خود نهان دارد!مهندسی آن هم از نوع فرهنگی آن در جهان امروز دیگر حنایی نیست که رنگی برایش باقی مانده باشد و این نکته‌ای است که زعمای قوم می‌بایست خیلی پیش‌تر از این به آن رسیده باشند ...

            متن اصلی این یادداشت در سایت کانون زنان ایرانی به آدرس
       
www.irwomen.org نیز قابل دسترسی است.


+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 10:33  توسط پژمان موسوی  | 

آقاي وزير! خلط مبحث نکنيد

اظهارات روز گذشته وزير علوم، تحقيقات و فناوري در انتقاد از انتشار فيلم جنجال برانگيز معاون دانشگاه زنجان و پرسش از منتقدين پيرامون دليل عدم موضع گيري در موضوع کنار زدن مقنعه يک دانشجوي دانشگاه تهران از سوي يکي از اساتيد اين دانشگاه، بار ديگر افکار عمومي را درگير با قضيه اي کرد که تا چندي پيش در صدر اخبار دانشجويي کشور قرار داشت. مقايسه اين دو موضوع و زنده کردن ماجراي استاد زرين کلک از آن دست مغالطه هايي است که اين بار وزير علوم به آن پرداخته است بي آن که از عواقب اين مقايسه چندان آگاه باشد.
حرکت زرين کلک نه هتک حرمت يک دانشجو و تعرض به وي «اتفاقا اين حرکت درکلا س درس و در حضور ساير دانشجويان صورت گرفت» که حداکثر، يک حرکت ناشيانه و بدون هيچ گونه هدف خاصي بود اما حرکت معاون دانشگاه زنجان نه در جمع ساير دانشجويان، که در محل کار وي و در خلوت و هدف آن نيز براي همگان مشخص و مبرهن بود. از همين رو ضمن حمايت از اين گفته آقاي وزير که «به شدت در برابر انحرافات ايستادگي مي کنم»، از ايشان استدعامنديم که در مقايسه هاي خود، تامل بيشتري نمايند و بي دليل به دانشجويان اين مرز و بوم، اتهام وارد نکنند.


+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 10:26  توسط پژمان موسوی  | 

رویارویی قالیباف-احمدی نژاد وارد مرحله تازه ای می شود

توقیف روزنامه منتسب به آقای شهردار

 

روزنامه تهران امروز هم به جمع توقیفی های ادوار گذشته خانواده مطبوعات ایران پیوست.استناد هیات نظارت بر مطبوعات تبصره ماده 11 قانون مطبوعات است که مقرر می‌دارد در صورتی که صاحب ‌پروانه یکی از شرایط مقرر در ماده 9 این قانون را فاقد شود به تشخیص هیئت نظارت مقرر در ماده 10 و با رعایت تبصره‌های آن پروانه نشریه لغو می‌شود و مستنداً به بند یکم قسمت «ب» ماده 9 همین قانون این روزنامه شایسته لغو امتیاز شمرده شده است.نکته جالب اما اینجاست که چگونه هیات محترم نظارت بر مطبوعات درست به فاصله ساعتی پس از انتشار ویژه نامه سوم تیر این روزنامه که در آن انتقادات اساسی ای به عملکرد دولت نهم وارد آمده بود به این تخلف به ظاهر محرز پی برده است و این روزنامه را مستحق نه توقیف که لغو امتیاز می داند؟!به راستی این اقدام انقلابی در آن ساعت شبانه روز جای تقدیر و تشکر از آنانی دارد که حتی در ساعات پایانی شب نیز در اندیشه ی رعایت قانون و عدل و دادند بی آنکه به سرنوشت کارکنان نه جندان کم شمار این روزنامه در فردای این اقدام کوچکترین گوشه چشمی داشته باشند... 


+ نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 11:40  توسط پژمان موسوی  |