درگیر با مشکلات ...
گویا علی دهباشی نویسنده و گردآورنده مجموعه کتابهای نام آوران عرصه فرهنگ و ادبیات اخیرا با مشکلاتی در زندگی اش روبرو شده است...این مشکلات که به دنبال جدایی همسرش با وی آغاز شده است می رود که اشکال متفاوتی به خود بگیرد...برای این نویسنده بزرگ آسایش و آرامش آرزومندم..

دوستش می داشتم...
دیروز وقتی خبر مرگ ناگهانی عمران صلاحی را از ابراهیم عبدالله زاده شنیدم ناخواسته در بهتی فرو رفتم که برایم غریب بود.هرچند دستی در شعر و طنز ندارم اما طنزهای عمران را می خواندم و دوستش می داشتم،آخرین بار بر مزار شاملو دیدمش و گپی کوتاه با او زدم...
عمران هم رفت...

روزنامه جمهوریت در تعلیق...
گویا قرار بود روزنامه جمهوریت شنبه این هفته منتشر شود اما این امر تا اطلاع ثانوی به تاخیر افتاده است.(نعمت اللهی)مدیر سابق روابط عمومی وزارت نفت اخیرا امتیاز این روزنامه را از جواد خرمی خریداری کرده است ولی گویا خرمی پیش از این نیز امتیاز این روزنامه را به فرد دیگری نیز فروخته بوده و همین مسئله انتشار این روزنامه را به تاخیر انداخته است.از بیژن نامدار زنگنه وزیر سابق نفت به عنوان فرد پشت پرده این روزنامه نام برده می شود و گفته می شود طیف سنتی اصلاح طلبان این روزنامه را اداره خواهند کرد...ما که همچنان منتظر انتشار این روزنامه ایم...

شناخت عینی تر از مردی که همواره سکوت را برگزیده است
خوئینی ها:تشویق های مردمی موجب ادامه تسخیر سفارت آمریکا شد
به قول بهمن احمدی امویی واقعا موسوی خوئینی ها آخوند استخوان داری است... دیشب که برای شرکت در نشست ماهانه روزنامه نگاران به خیابان ویلا رفته بودم این مطلب را با تمام وجود لمس کردم.موسوی خوئینی ها که برای شرکت در جمع روزنامه نگاران و پاسخ به پرسشهای آنها به محفلشان آمده بود ناگهان خود را در میان انبوه پرسشهایی دید که چندان مایل نبود به خیلی از آنها پاسخ دهد(البته همین کار را هم کرد)...وی که اتفاقا با روحیه شوخ طبعی اش سعی داشت ار پاسخ به تعداد زیادی پرسش طفره برود در بعضی موارد ناچار به پاسخگویی شد که اتفاقا بسیار روشنگر هم بود:موسوی خوئینی ها همچنان به شدت از تسخیر سفارت آمریکا دفاع کرد و آن را برای حفظ انقلاب ضروری دانست.اما چیزی که سخنان وی را جالب توجه کرد بیان نکاتی بود که شاید تاکنون بیان نشده بود:(برنامه ما برای تسخیر سفارت ۳ تا ۵ روز بود و این تشویقهای مردمی بود که باعث ادامه تسخیر آن شد،بنده تا به امروز حتی یک لحظه هم تردید نکرده ام که آن کار درست بوده است و کوچکترین دلیلی برای اشتباه بودن آن پیدا نکرده ام).وی درادامه به بیان خاطره ای از مهندس بازرگان پرداخت:روزی با مهندس بازرگان در حوالی مسجد قبا قدم می زدم و پیرامون دفاع آیت الله شریعتمداری از برگزاری انتخابات آزاد محمد رضا پهلوی بحث می کردم که متوجه شدم بازرگان نیز طرفدار این تز و مخالف انقلاب است و از اصلاح رژیم شاه حمایت می کند،حتی مهندس بازرگان موافق سازماندهی ساواک بود و نه انحلال آن و توجیهش هم این بود که محور مهم است و ساواک عقربه ای است که دور این محور می چرخد،حال که دیگر این محور هویدا نیست پس می شود آن را سازماندهی کرد...
وی در ادامه سخنان خود در خصوص وضعیت فعلی کشور گفت:هنوز به نقطه ای نرسیدیم که زمینه به دست گرفتن آزادی و مردم سالاری را صفر بدانیم...
البته خوئینی ها از پاسخ به بسیاری سوالات هم با سفسطه گری خاص خودش طفره رفت و این خبرنگاران بودند و شناخت عینی تر از مردی که همواره سکوت را برگزیده است...

مهندس موسوی به مثابه مجرم خطرناک...
خبر خیلی کوتاه بود:مهندس موسوی خوئینی در زمان حضور در مراسم چهلم پدرش از فشارها بر او برای نگارش توبه نامه ای خطاب به مقامات بالا خبر داد و افزود:شبها با دستبند و پابند می خوابم...
واقعا نمی دانم از شنیدن این خبر با ید بخندم یا بگریم،به قول شاعر:
خنده تلخ من از گریه غم انگیز تر است کارم از گریه گذشته به همین می خندم
فکر می کردم که فقط دز زمان قرون وسطی این برخوردها را با انسان ها می کردند،تو نگو...از طرف دیگر مهندس تا چندی پیش یکی از قانونگذاران این کشور بوده است پس به واقع چرا با وی به مثابه یک مجرم خطرناک برخورد می شود؟آیا بیم فرار وی! از زندان وجود دارد و یا...







