تبليغاتX
تا رهایی
بشنو سرود رود را: رفتن. رفتن و رفتن و هرگز برنگشتن

                                            هر دم از این باغ بری می رسد...

                                  حداد در نقش منجی احمدی نژاد

چهارشنبه اي که گذشت را مي توان روزي تلخ براي نهاد قانونگذاري کشور يعني پارلمان و لطمه به حيثيت و جايگاه آن در پيشگاه افکار عمومي برشمرد. صبح چهارشنبه، آن زمان که محمود احمدي نژاد قدم به صحن علني پارلمان مي گذاشت، هرگز تصور آن را هم نمي کرد که در اثر مديريت ضعيف هيات رئيسه مجلس،  ظفرمند و پيروز پارلمان را ترک گويد بي آن که به ابهامات نمايندگان و پرسش هاي آنان از خود کوچک ترين اهميتی را قائل شود.
ماجرا از آنجا آغاز شد که محمود احمدي نژاد در حالي نخستين بار و در يک اقدام سوال برانگيز، شخصا در صحن علني مجلس حاضر شد تا نمايندگان را نسبت به تصويب کليات قانون بودجه سال آينده کل کشور قانع کند، که پيش از آن تعدادي از نمايندگان مجلس نسبت به عدم اجراي قانون بودجه سال جاري از سوي دولت و زيرمجموعه هاي آن به هيات رئيسه مجلس طرح اعتراض کردند و خواستار پاسخگويي رئيس جمهور در اين خصوص شدند...


ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 16:25  توسط پژمان موسوی  | 

ترکیب هیات نظارت بر مطبوعات ، مطبوعاتی نیست

از ماست که بر ماست...

بسيار شنيده ايم که مي گويند تاثير برخي اعمال نه در آن زمان که در آينده اي نه چندان دور است که خودش را نشان داده و موجبات پشيماني جماعتي  که در به نتيجه رسيدن آن عمل سهيم بوده اند را فراهم ميآورد; اين حکايت، قصه پرغصه ما ايرانيان است که با وجود تکرارپذيري هاي گسترده، همچنان نيز به بوته آزمون و خطا سپرده مي شود تا شايد روزي نتيجه اي متفاوت از دل آن استخراج شود و باب طبع آيد که حاصل اما جز افسوس و حيف چيز ديگري نخواهد بود...

اخيرا و در آخرين  اتفاقات از اين دست، رييس انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران در گردهمايي اعتراضي اي که به مناسبت توقيف ماهنامه زنان در دفتر اين انجمن برگزار شد، ضمن انتقاد از عملکرد هيات نظارت بر مطبوعات، از اعضاي اين انجمن و مديران مسوول نشريات و روزنامه هاي سراسري نيز دو چندان انتقاد کرد زيرا به زعم وي، حضور اينان در انتخابات و راي به نماينده مطبوعات اصلا ح طلب، مي توانست شرايط را به گونه اي ديگر رقم زند: گونه اي که دفاع از حقوق حقه تمامي مطبوعات از اجزاي جدايي ناپذير آن بود...

واقعيت اينجاست که هيات نظارت بر مطبوعات و از آن مهمتر نماينده مديران مسوول روزنامه ها و نشريات در اين هيات، تا پيش از دوره کنوني و در مقاطع مختلف، ضمن دفاع از عملکرد مطبوعات و ناديده گرفتن کوتاهي هاي احتمالي روزنامه ها و نشريات سراسري کشور، زمينه را براي رشد کمي و کيفي جريان اطلا ع رساني در سطح کشور فراهم مي کردند و از موضعي مدني و مردمي...




ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 16:24  توسط پژمان موسوی  | 

به دنبال نگارش سرمقاله شهروند امروز صورت گرفت

واکنش کانون نویسندگان ایران

چندی پیش محمد قوچانی سردبیر هفته نامه شهروند امروز با نگارش یادداشتی،ضمن انتقاد از کانون نویسندگان ایران به دلیل عدم صدور پیام تسلیت به مناسبت درگذشت قیصر امین پور،انتقاداتی چند را به عملکرد این کانون وارد کرد.به دلیل اهمیت موضوع و عدم درج این جوابیه در رسانه های چاپی و با تشکر از دوست خوبم مهدی رفعتی ،متن کامل آن را در زیر می آورم:

... و حال آن‌که چون فضيلت و دانش و آزادی‌خواهی، يعنی خصالی که حس کينه‌توزیِ مرگبارِ مفتشان عقايد را برمی‌انگيزد، نابود شود، جامعه در ننگين‌ترين احوالِ نادانی و تباهی و بندگی باقی می‌ماند.

- ديويد هيوم

در شماره‌ 28 مجله‌ی «شهروند امروز» (یک‌شنبه 18 آذر 1386) مطلبی آمده است از محمد قوچانی زیر عنوان «زوال رهبری روشنفکری ادبی» که سراسر حاوی افترا، پاپوش‌دوزی، پرونده‌سازی و به خیال خام نویسنده، دوبه‌هم‌زنی و تفتین در میان اعضای کانون نویسندگان ایران است. هجوم به کانون نویسندگان ایران، یگانه نهاد مستقل نویسندگان آزاداندیش و استبدادستیز طی چهل سال گذشته، مطلب تازه‌ای نیست. در این چهل سال، ارکستر هماهنگ ساواک، «کیهان»، «هم‌میهن»، «شرق»، «گفتگو»، پادوهای امنیتی و تلویزیون‌های درون و برون مرزی تا توانسته‌اند نوشته‌اند، گرفته‌اند، بسته‌اند، به زندان انداخته‌اند و سرانجام وقتی با این همه تیغ‌شان نبریده است، کشته‌اند، اما هرگز نتوانسته‌اند کانون را خاموش کنند...


ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 18:16  توسط پژمان موسوی  | 

 فاطمه آليا خواستار تغيير نام خيابان سيمون بوليوار شد

نماينده اي كه فرق زن و مرد را هم نمي داند

به تازگي فاطمه آليا رئيس فراکسيون زنان مجلس شوراي اسلا مي با بيان اين که يکي از خيابان هاي غرب تهران به نام سيمون دوبوار نام گذاري شده است، از مسوولا ن شهري خواست از آن جا که نام وي به عنوان يکي از مروجان فرهنگ فمينيستي در جهان مطرح است، نام اين خيابان را به «زنان شهيد» تغيير دهند.

البته پيش از آن که قضاوتي از اين تحليل نماينده محترم مردم تهران به دست دهيم ; دردل اظهار اميدواري مي کنيم که اي کاش اين خبر به غلط از قول وي منتشر شده باشد يا وي سهوا به اين قضاوت نادرست رسيده باشد که اگر جز اين باشد افسوس و صدافسوس. مجلسي که رئيس فراکسيون زنانش تفاوت سيمون بوليوار مبارز بزرگ آمريکاي لا تين را با سيمون دوبوار فمينيست فرانسوي الا صل را نداند، ديگر چه جاي بحث و تحليل؟! خانم آليا که به بيان اين اظهارات روي آورده است آيا از خود پرسيده است که مگر در اين مملکت اتفاق خاصي روي داده است که مديران آن نام يکي از خيابان هاي پايتخت را به نام فمينيستي بزرگ چون سيمون دوبوار نامگذاري کرده اند؟

مواجهه با اين مسائل به فعالا ن سياسي و حزبي چراغ سبزي است که نشان مي دهد برخي به دنبال چگونه  نمايندگاني هستند که آنها را بر صندلي هاي سبزرنگ بهارستان بنشانند و آنان را در جهت سياستهاي خود هدايت نمايند.به واقع يک مرد مبارز اهل آمريکاي لا تين کجا و يک زن فمينيست اهل فرانسه کجا؟!


 


+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 12:8  توسط پژمان موسوی  | 

                                     احمد بورقانی هم رفت

 

                          ... و مرگ همچنان می تازد

 

نمی دانم! شاید بر تارک سال 1386، نام «مرگ» را حک کرده اند، نام سیاهی را و نام...

احمد بورقانی هم رفت؛ هم او که نامش و یادش همواره با بزرگی همراه بوده است:

 چه آن زمان که به عنوان خبرنگاری ساده وارد حرفه روزنامه نگاری شد، چه آن زمان که سردبیر خبرگزاری ایرنا بود و چه آن زمان که رئیس دفتر ایرنا در مقر سازمان ملل شد.

 از چنان تواضعی برخوردار بود که وقتی به عنوان کاندیدای اختصاصی مطبوعات اصلاح طلب با رای بالای مردم تهران و به عنوان منتخب پنجم وارد مجلس شورای اسلامی شد، نه تنها غره نشد که با همان افتادگی همیشگی اش تلاش کرد تا قدم هایی چند را در اعتلای وضعیت مطبوعات به طور اخص و روند توسعه سیاسی به طور اعم بردارد بی آنکه به چشمداشتی در بیرون از بهارستان، نظر داشته باشد.

شهرت بورقانی اما نه به فعالیت هایش در خبرگزاری جمهوری اسلامی برمی گردد نه به نمایندگی مردم تهران در مجلس شورای اسلامی چرا که بورقانی در دوران معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد در زمان وزارت عطا ا... مهاجرانی، دوره ای را رقم زده است که در سال های بعد از آن به «دوران طلایی» مطبوعات مستقل و اصلاح طلب مشهور شده بود...


ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 15:13  توسط پژمان موسوی  | 

زنان هم به تاريخ پيوست

 مي گويند امنيت رواني جامعه را به خطر انداخته بود

مي گويند امنيت رواني جامعه را به خطر انداخته بود و از همين رو صلاحيت ادامه ي انتشار در سپهر فكري جامعه ي ايران را نداشت.به واژگان اين اتهام كه مي نگرم به حال و روز جامعه ام تاسف مي خورم!جامعه اي كه هنوز به سطحي از شعور و آگاهي نرسيده است كه يه يك نشريه آنهم به صورت ماهنامه مي تواند به اين آساني امنيت رواني اش را به خطر اندازد!اما كمي كه عميق تر به اين قضيه نگاه مي كنم با خود مي انديشم كه امنيت رواني چه كساني و چه گروه هايي؟

مگر به غير از اين است كه مجله زنان در تمام طول سالهاي انتشار خود توانسته بود با به دست آوردن اعتماد مخاطبينش،جايگاهي را در بين طيفي از خوانندگان و فعالين حوزه زنان به دست آورد؟مگر هيات نظارت بر مطبوعات از اين حق برخوردار است كه براي خوانندگان اين نشريه تكليف تعيين كند و با بيان اينكه اين نشريه امنيت رواني شما را به خطر انداخته است،آنان را از اين كمترين حق انساني خود محروم نمايد؟جالب است گويا هيات نظارت بر مطبوعات براي جامعه فكري ايران و فعالين حوزه زنان كمترين شعور و انديشه اي را قائل نيست كه اگرغير ازاين بود به اين آساني به خود اين حق را نمي داد كه خوانندگان اين نشريه را مشتي انسان بداند كه امنيت رواني شان به مخاطره افتاده است!


ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 14:31  توسط پژمان موسوی  | 

آشفته بازار رد صلاحيت ها...

آيا قوانين مصوب رد صلاحيت شده ها لازم الجراست؟!

پيرامون ردصلاحيت ها بسيار گفته و نوشته اند و به نظر نمي رسد با گذشت چند روز از ردصلاحيت هاي اخير هيات هاي اجرايي و موضع گيري هايي که در حاشيه آن صورت گرفته است، نکات مغفوله  چندي در اين خصوص باقي مانده باشد و از همين رو برآنم تا يکي از همين نقاط ابهام و اتفاقا کليدي ردصلاحيت هاي اخير را به قلم نقد بسپارم.
احتمالا در خبرها خوانده ايد که در کنار ردصلاحيت گسترده اي که از طيف هاي مختلف جريان اصلاح طلب صورت پذيرفته  است، تعدادي از نمايندگان مجلس نيز با استناد به بندهايي از آيين نامه هاي مربوطه به احراز صلاحيت، نه تنها صلاحيت آنها احراز نشده است که به موجب همين آيين نامه ها، داراي حداقل شرايط براي نمايندگي ملت نيز تشخيص داده نشده اند و ردصلاحيت شده اند.

از سوي ديگر نيک مي دانيم که مجلس هفتم حداقل تا خرداد ماه سال 1387 به عنوان يگانه نهاد قانونگذاري کشور بر تمامي شئون زندگي ملت سايه خواهد افکند و در واقع هر آنچه از کانال اين نمايندگان به عنوان «صلاح» ملت مورد تصويب قرار بگيرد، بعد از تاييد شوراي نگهبان، به عنوان قانون تلقي شده و براي تمامي دستگاه هاي کشور لازم الاجرا خواهد بود...



ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386ساعت 11:22  توسط پژمان موسوی  | 

عيش مدام...

اظهارات هميشگي  محمود احمدي نژاد در رد نياز دولت نهم به احزاب و اينکه «دولت نهم هيچ نيازي به احزاب ندارد و من يک ريال هم به آنها باج نداده و تا آخر هم نخواهم داد زيرا دولت تلا ش کرده تا مردم را از اسارت عده اي که خود را مالک اين مردم مي دانند، رها کند» از يك طرف و طرح مسائل انتخاباتي از طرف ديگر، بار ديگر محملي را فراهم ساخته است تا تندروهاي جريان اصولگرا با دستاويز  قرار دادن اين اظهارات و اظهاراتي مشابه، حملا ت سخت خود را عليه احزاب(با تمام انتقاداتي كه به عملكرد آنها دارم)، اين يگانه عنصر جامعه مدني ايران از سر گيرند.
هنوز از روزي که وزير فرهنگ و ارشاد اسلا مي و ساير مقامات ارشد دولت نهم از جانشيني مساجد به جاي احزاب گفتند، مدت زمان زيادي نمي گذرد و در طول اين مدت، چه بسيار وابستگان به اينان بودند که با دستاويز قرار دادن سخنان آنها، حملا ت سختي را عليه احزاب به راه انداختند و همچنان نيز مي اندازند اما اين بار در کنار حمايت هاي مرسومي که افراد و جريانات اصولگرا از سخنان رئيس جمهور به راه مي اندازند، تعدادي از آنان نيز با نگاهي منفي به اين اظهارات، به درستي به افکار عمومي نشان دادند که راه آنها از راه رئيس جمهور جداست و آنها به هيچ روي مسير  يکساني را نمي پيمايند...


ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 11:51  توسط پژمان موسوی  |