تبليغاتX
تا رهایی
بشنو سرود رود را: رفتن. رفتن و رفتن و هرگز برنگشتن

در مراسمی در انجمن صنفی روزنامه نگاران

ایران ۵ روزنامه نگار برتر خود را شناخت

عصر پنجشنبه سالن کوچک اما پرخاطره انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران به ميعادگاه روزنامه نگاراني تبديل شده بود که آمده بودند تا از افرادي تجليل کنند که به انتخاب هيات مديره انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران به کسب عنوان روزنامه نگاران برتر سالا 87  مفتخر شده بودند.
به گزارش خبرنگار مردم سالا ري اقدام انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران در دو سال گذشته در تقدير از بزرگان عرصه قلم و انديشه، از يک طرف و استنباطي که از اين مساله در ميان جامعه روزنامه نگاران  ايران به وجود آمد، از طرف ديگر هيات مديره انجمن صنفي روزنامه نگاران را بر آن داشت که امسال نيز مطابق دو سال گذشته به انتخاب افرادي همت گمارد که از جنبه هاي گوناگون شايسته کسب اين عنوان هستند و انتخابشان مي تواند تاثيرات به مراتب قابل تاملي بر فضاي حاکم بر رسانه هاي کشور از خود برجاي گذارد. جاي خالي احمد بورقاني فراهاني همان يار ديرين و غمگسار هميشگي روزنامه نگاران ايران در اين مراسم اما فضاي حاکم بر اين مراسم را به شدت تحت تاثير خود قرار داده بود و تنها عکسي از احمد بود که از هر طرف سالن که به آن مي نگريستي، او هم تو را مي نگريست و به تو مي گفت که گر چه در کنارمان نيست، اما در اين جشن سالا نه در کنارمان است و درشادي مان شريک...
اتفاقا قرعه نخستين انتخاب هم به نام احمد بورقاني افتاده بود زماني که مجري مراسم نام وي را به عنوان نخستين روزنامه نگار برتر سال 87 به اطلا ع همگان رساند. بي شک فردي که در کمتر از يک هفته حضور در خبرگزاري پارس، به عنوان خبرنگار اين خبرگزاري در دفتر امام خميني (ره) معرفي مي شود و به فاصله کمي از آن به عنوان سردبير گروه سياسي اين خبرگزاري منصوب مي شود و پس از وقفه اي چند ساله «در آن زمان وي در ستاد تبليغات جنگ حضور داشت» به عنوان مدير دفتر خبرگزاري جمهوري اسلا مي در مقر سازمان ملل متحد منصوب مي شود و از آن هم مهم تر آن کارنامه درخشان را در دوران کوتاه معاونت مطبوعاتي وزارت ارشاد از خود به جاي مي گذارد، شايسته اين عنوان بزرگ است: روزنامه نگار برتر ايران در سال 87. به واقع اگر نبود تلا ش هاي احمد بورقاني در سال هاي معاونت خويش، شايد مطبوعات و پرونده روزنامه نگاري ايران امروز رنگ و بويي ديگر داشت و در موقعيتي ديگر بود...
لطف الله ميثمي هم ديگر شناخته شده تر از آن بود که براي جامعه روزنامه نگاران ايران نيازي به معرفي داشته باشد.
ميثمي در سال 1360 نشريه راه مجاهد را منتشر  کرد و تا 12 سال پس از آن که به حکم توقيف گرفتار آمد، به کار مستمر به حضورش در سپهر فکري جامعه ايران تداوم داد. چشم انداز ايران به عنوان يکي از معدود نشريات راهبردي کشور نيز از سال 77 تاکنون به شناسنامه اي تبديل شده است براي لطف الله ميثمي هم اويي که با وجود دو چشم نابينا، از چنان اراده استوار و روحيه اميدواري برخوردار است که موجب حسرت اطرافيانش نسبت به اين روحيه شده است به نحوي که بسياري، در برابر برخي ناملايمتي ها که بر روزنامه  نگاران مي رود، ميثمي را مثال مي آورند و اينکه وي با دو چشم نابينا و مشکلات بسيار ديگر همچنان استوار به راه خود ادامه مي دهد و خم هم به ابرو نمي آورد...
عذرا دژم را اما شايد خيلي ها نشناسند; دژم در سال هاي طولاني روزنامه نگار بودنش، دبير تحريريه ماهنامه روند اقتصادي، عضو تحريريه پيام امروز، عضو تحريريه صنعت حمل و نقل، معاون سردبير ماهنامه سنبله و همکار تعدادي ديگر از نشريات تخصصي بوده است و از سه فرزندي که تربيت کرده است، 2 تن از آنها به فعاليت هاي مطبوعاتي روي آورده اند و روزنامه نگار شده اند. البته از پدر و مادري چنين، تربيت فرزنداني از اين دست چندان هم تعجب آور محسوب نمي شود. «عذرا دژم همسر محمود محبوب  سردبير خبرگزاري پارس تا سال 59 است»...
روزنامه نگار برتر بعد هوشنگ گلمکاني بود; گلمکاني فعاليت هاي مطبوعاتي خود را با تهران اکونوميست آغاز کرد و تا زماني که به عنوان دبير شوراي نويسندگان ماهنامه فيلم فعاليت هاي حرفه اي اش را آغاز کرد، با چند نشريه ديگر به صورت پراکنده همکاري مي کرد. ماهنامه فيلم اما در طول سال هاي انتشار خود توانسته است به خوبي جاي خود را در ميان اهالي سينما و منتقدين آثار سينمايي و تلويزيوني باز کند به نحوي که ماهنامه فيلم امروز به حرفه اي ترين نشريه ايراني با زمينه سينمايي تبديل شده است.
محمد قوچاني هم که ديگر نيازي به معرفي براي حاضرين نداشت; عضويت در گروه سياسي روزنامه هاي خرداد، نشاط، اخبار اقتصاد و عصر آزادگان و سردبيري همشهري تهران، همشهري ماه، همشهري ديپلماتيک و به دنبال آن سردبيري روزنامه هاي پرآوازه شرق و هم ميهن از جمله فعاليت هاي قوچاني بوده است. وي هم اکنون نيز سردبيري هفته نامه شهروند امروز است و آن طور که خودش مي گويد مهم ترين دغدغه اش روزنامه نگار ماندن و روزنامه نگار مردن است...

 


+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 19:40  توسط پژمان موسوی  |