مشكل جوانان اشتغال است نه ازدواج
اين روزها به هر کجا که مي روي و به هر محفل دولتي که سر مي زني، سخن از ازدواج جوانان است و اقدامات گسترده دولت نهم براي تسهيل اين امر ميمون ومبارک. به پاي سخنان دولتيان که مي نشيني در آنها جنب و جوش خاصي را مي بيني که به طرح هاي جديد اينان در حوزه ازدواج برمي گردد و ابداعاتشان براي جوانان اين مرز و بوم.
طرح ازدواج نيمه مستقل به عنوان جديدترين طرحي که در حوزه ازدواج جوانان مطرح شده است و انواع و اقسام وام هاي پرداختي و تسهيلات اعطايي از ديد آقايان شايد از بزرگترين موانع و دغدغه هاي جوانان براي ازدواج به حساب آيد اما اين تمام ماجرا نيست، جوانان نه مشکل شناخت دارند و نه مشکل انتخاب اما يک مشکل خيلي اساسي جوان ايراني را از حرکت به سمت تشکيل خانواده باز مي دارد و آن هم چيزي نيست جز اقتصاد. شايد به ظاهر و به سادگي رئيس سازمان ملي جوانان از برنامه دولت نهم براي وقوع يک ميليون ازدواج در سال آينده خبر مي دهد و رسيدن به اين رقم را از افتخارات دولت نهم مي داند اما آنچه به واقع و در زندگي عيني جوان ايراني وجود دارد، کوهي از مشکلات است و قرارگيري در برابر آينده اي پر ابهام. به راستي آقايان فکر کرده اند با وضعيت کنوني تورم و نقدينگي از يک طرف و مشکلات و مصائب مختلف خانوادگي از طرف ديگر، 4 ميليون تومان وام مي تواند گرهي را از مشکلات بي شمار جوانان باز کند؟ آيا دولت با خود انديشيده است که براي خيلي از جوانان بازپرداخت همين مبلغ اندک نيز بسيار دشوار است و همين لطف با منت دولت ممکن است به فاجعه اي در زندگي زوج هاي جوان تبديل شود؟ اشتغال به عنوان مهم ترين دغدغه فکري جوانان ايراني امري نيست که با شعارهاي پرطمطراق و خالي از هرگونه محتواي آقايان حاصل شود بلکه اشتغال حاصل زيرساخت هايي است که خيلي ها پيشتر از اين مي بايست به فکر توسعه کمي و کيفي آن بوده باشند تا حاصل امري متفاوت با آنچه امروز هست، باشد. اگر جوان کار داشته باشد نه وام آقايان را مي خواهد و نه برنامه ريزي هايشان را براي نوع ارتباط با همسر مورد نظر خود اگر هم دولت وامي را براي تسهيل در آغاز زندگي مشترک به آنها بدهد، به راحتي از عهده بازپرداخت اقساطش بر ميآيند و وضعيت به گونه اي نمي شود که به مانند امروز بسياري از زندگي ها از بابت همين بدهي ها به ورطه نابودي کشيده شوند.
بدهکار کردن جوانان آن هم جواناني که در هنگام پرداخت وام کمتر از بيکار بودن يا نبودن آنها پرسش مي شود، بي شک گناهي است نابخشودني که دولت خواسته يا ناخواسته در حال دامن زدن به آن است بي آنکه از عواقب نامعلوم آن آگاهي داشته باشد.
از همين رو به نظر مي رسد مشکل جوان ايراني اشتغال است و نه ازدواج و در صورت تمهيدات دولت براي ساماندهي وضعيت اشتغال جوانان ايراني، آنان خود، راه خود را براي زندگي بهتر باز خواهند يافت و نيازي هم به ساماندهي وضعيت ازدواجشان از سوي دولتيان نخواهند داشت.








