در گفتگوي مشترك من و فروزان آصف نخعي با شهردار تهران مطرح شد
حكومت هاي محلي راه حل توسعه و امنيت
سخن گفتن از توسعه شهري بدون در نظر گرفتن رابطه آن با سرمايه اجتماعي،در جهان پرتلاطم كنوني امري عبث و بدون نتيجه اي مشخص برآورد مي شود. سرمایه اجتماعی به عنوان مؤلفه کلیدی توسعه مورد مطالعه صاحبنظران علوم اجتماعی قرار گرفته است. سرمایه اجتماعی دارای مؤلفه هایی چون اعتماد اجتماعی، مشارکت اجتماعی، انسجام اجتماعی و آگاهی اجتماعی است که در جوامع مختلف در اشکال و میزان های متفاوتی دیده می شود. راهبرد توسعه شهري در ابتدا با عنوان برنامه کمک و همياري شهري شناخته مي شد و در مسير اين تفکر غالب که شهرها موتور توسعه ملي هستند ، تأکيد آن بر امکان يک رشد هماهنگ در سرمايه گذاري از طريق ممکن ساختن رشد اقتصادي بود.تمامي اين دغدغه ها به انضمام ضرورت آشنايي با ديدگاه هاي شهردار كلان شهري چون تهران كه اتفاقا فردي چون محمد باقر قاليباف در صدر آن قرار دارد ما را بر آن داشت تا در هنگامه اي كه بحث كانديداتوري وي براي انتخابات رياست جمهوري دهم بيش از هر زمان ديگري جدي شده است،به سراغ وي برويم و در يك گفتگوي چالشي نظرات وي را در اين حوزه به چالش بكشيم كه ماحصل آن را در زير مي خوانيد...
توسعه شهري چيست؟از نظر شما مقوله شهر و شهرنشيني چه ارتباطي با توسعه دارد؟
توسعه شهری را باید ذیل مقوله کلی توسعه دید. توسعه در کلیت خود موضوعی مربوط با فرایند بهبود وضعیت زندگی انسانهاست بهگونهای که عموم شهروندان در وضعیتی زندگی کنند که به لحاظ استانداردهای تعریف شده، «مطلوب» تلقی میشود. اساساً گفته میشود در این فرایند، از طریق مجموعهای از اقدامات معطوف به زیرساختهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی، علاوه بر بهبود درآمد افراد، توانمندی عمومی آنها در زندگی اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ارتقا مییابد. ذیل این مقوله کلان، توسعه شهری فرایند معطوف به بهبود کیفیت زندگی انسانها در محیط شهری است و این بهبود مستلزم آن است که عموم شهروندان، علاوه بر استانداردهای مدنظر در ادبیات توسعه، قادر باشند در امور زندگی خود مشارکت کنند و بتوانند در محیط شهری خود را شکوفا کنند. برایند این بهبود وضعیت، علاوه بر افزایش شادمانی شهروندان، نقشآفرینی و مطرح شدن مجموعه شهر در سطح فراملی خواهد بود.
آيا موضوع شهروند فعال به عنوان سرمايه اجتماعي كه در نخستين بيانيه گروه اصلاح طلبان از آن صحبت به ميان آمده بود،هدف برنامه ريزي شما در توسعه شهري است؟چه برنامه هايي در مدت فعاليت خود در سمت شهردار تهران براي تحقق شهروند فعال به مرحله اجرا گذاشته ايد؟
قبل از پاسخ به سوال شما، باید به این نکته اشاره کنم که من در هر جا که در طی این سالها مشغول به خدمت بودم، همیشه به نقش کلیدی مردم و گروههای مردمی در روند بهبود امور اعتقاد داشتهام. بر این مبنا، نخستین بیانیه گروه اصلاحطلبان شورای محترم شهر، برای من که باور به مشارکت مردمی دارم به منزله تأکیدی دوباره بود. این بیانیه الگوی جدیدی برای توسعه شهری در ایران ارائه کرد و از اینرو، هدف برنامهریزیهای مدیران شهری در تهران بوده است.برای تکمیل کردن پاسخ به سوال شما، باید خدمتتان عرض کنم که به باور اکثر صاحبنظران اصولاً شهروند، انساني است كه به دليل حضور و اسكان در شهر، ناچار از پذيرش تكاليف و بهرهمندي از حقوق شهروندي خود است. شهروند، متفاوت از يك انسان معمولي ساكن در فضاهاي جغرافیایی ماقبل عصر مدرن، انساني است اهل مشاركت، مطالبهگرا، پرسشگر و آماده براي انجام وظايف شهروندي خود. بنابراين، مفهوم شهروندي در ذات خود واجد خصلت «فعال» است. شهروند فعال، از آنجا ميتواند عنصري كليدي در روند توسعة شهري باشد كه به اين نكته توجه داشته باشيم كه تمام اهداف، ابزارها، سياستها، راهبردها و هر آنچه كه در ذيل توسعة ملي و توسعة شهري قرار دارند، براي زندگي بهتر او طرحريزي و اجرا ميشوند. بنابراين، اين امر بسيار مهم است كه خود شهروندان نيز در تحقق سياست توسعة شهري خود نقش داشته باشند. شهروند فعال به عنوان سرمایه اجتماعی، با توجه به تخصص و استعداد خود در سازمانها و كميتههاي محلي گوناگون فعاليت ميكند. اما بايستي به اين نكته نيز توجه کنیم كه تا زمينهها و بسترهاي اين مشاركت فراهم نشود، انتظار از شهروندان براي كمك به توسعة شهري انتظاري ناموجه است. در اينجا، اين نقش مجموعة مديريت شهري است كه اين بستر را فراهم سازد. در چارچوب يك بستر مناسب است كه شهروند فعال، ميتواند نقش مؤثري در توسعة شهري داشته باشد. از این روست که شهرداری تهران، به اجرای طرحهای مربوط به محلهمحوری، استقرار نهاد مردمی شورایاریها و مواردی از این دست اهتمام ورزیده است.
بودجه شهرداري تهران در اين زمينه تا چه اندازه اي قادر بوده شما را به اهداف توسعه شهري برساند؟
فعالیت در این حوزه ها فعالیت هایی در حوزه اجتماعی و فرهنگی است و به واسطه مسائل و مشکلات مالی و نیز وجود اولویت های روزمره ،در سالهای قبل فعالیت های اجتماعی و فرهنگی و برنامه ریزی با هدف انجام توسعه فرهنگی و اجتماعی چندان در دستور کار شهرداری نبود.ما از ابتدای ورود به شهرداری عنوان نمودیم که برنامه محوری ما بدل ساختن شهرداری از نهادی طرفا خدماتی به نهادی با کارکردهای اجتماعی است.البته این به معنای نیاز به اعتبارات جدیدی بود که به حمد الله به واسطه تغییر تحولات انجام شده در سیستم مالی شهرداری و افزایش رقم بودجه شهرداری ممکن شد.بی تردید بدون افزایش توان مالی شهرداری امکان ورود جدی و زیر بنایی به این حوزه وجود نداشت.
شما در پايان سال گذشته مطرح كرديد كه بودجه شهرداري داراي نقاط ضعف و قوت است در عين حال يكي از افتخارات خود را بحث شفافيت بودجه،نقدي و تعهدي بودن آن ذكر كرديد كه شهرداران قبلي به اين موضوع نپدرداخته اند، ثمرات اين نوع نگاه ، به بودجه شهري چه بوده است؟
منابع مالی بنیاد و بنیان حرکت هر مجموعهای میباشد. همه میدانند که شهرداری برای دههها از یک سیستم کهنه یعنی سیستم نقدی استفاده میکرد، سیستمی که مدتها بود که در دنیا بواسطه ناکارآمدی و فسادزایی از دستور کار خارج شده بود، ولی سیستم شهرداری تهران همچنان بر این مدار میچرخید. طبیعی است که ایجاد تغییر در قلب سازمان شهرداری کار دشواری بود که افراد مایل نبودند به ریسکهای احتمالی آن تن بدهند. ولی بنده و همکارانم، از ابتدای ورود به مجموعه، در کنار سایر اقدامات خود، یکی از محوریترین برنامههای خود را دگرگونی سیستم مالی قرار دادیم. چرا که معتقد بودیم، اگر بخواهیم صاحب یک شهرداری توانا برای مدیریت شهر باشیم، باید در 3 حوزه دست اصلاحات اساسی بزنیم: سیستم مالی، سیستم اداری و نهایتاً تقویت ارتباط شهرداری با مردم و نهادهای پایین دستی. دگرگونی سیستم مالی نقدی به سوی سیستم تعهدی، یک اقدام اساسی بود که با تلاش و برنامهریزی بسیار وسیع دوستان و با جلب نظرات کارشناسان به انجام رسید و بعد از مدتی اثرات مثبت خود را در تقویت روند حرکتی شهرداری تهران به جای گذاشت. علاوه بر اینکه بسیاری از منابع راکد مانده شهرداری در قالب سیستم جدید، در خدمت توسعه شهری و جلب اعتبارات داخلی و خارجی قرار گرفتند، ما موفق شدیم بسیاری از حیاط خلوتهای موجود در سیستم شهرداری را تحت نظارت قرار دهیم. بهگونهای که به یکباره میزان شفافیت سیستم مالی شهرداری به نحو قابل توجهی ارتقا یافت. به عبارت دیگر ما با تغییر سیستم مالی شهرداری، علاوه بر افزایش توان مالی شهرداری، موفق شدیم اعتماد نهادهای داخلی و بینالمللی را به شهرداری افزایش دهیم که یک سرمایه بزرگ برای سالهای آتی است. ضمن آنکه در فرایند جدید، ما بزرگترین دستاورد را افزایش اعتماد مردم و شهروندان به شهرداری میدانیم که نسبت به گذشته به نحو قابل توجهی بهبود یافته است. این مسئله را باید به فال نیک گرفت.
دركلان شهر700 كيلومترمربعي تهران ، 5/3 ميليون دستگاه خودرو، ويك ميليون و700 هزار دستگاه موتو سيكلت وجود دارد ، روزانه بالغ بر 15 ميليون سفر شهري درتهران انجام مي شود و 12 ميليون ليتر بنزين وگازوييل درروز درپايتخت مصرف مي شود، با اين همه براي سال آينده حدود 2200 ميليارد تومان بودجه براي مترو درنظر گرفته ايد، آيا اين بودجه جواب حركت شهرداري به سوي حل معضل ترافيك تهران را مي دهد؟
آمارهايي كه شما عنوان ميكنيد كاملاً درست است و به خوبي پيچيدگي اوضاع ترافيك تهران را نشان ميدهد. ترافيك تهران و معضلات برآمده از آن عملاً تمام زندگي شهري را تحت تاثير خود قرار داده است. از اين روست كه ما در شهرداری تهران، بخش عمدهاي از برنامههاي خودمان را معطوف به اين موضوع نمودهايم. چنانكه ميدانيد كل بودجه نقدي سال آينده شهرداري چيزي حدود 4 هزار ميليارد تومان است كه از اين مبلغ، حدود 1200 ميليارد تومان اختصاص به موضوع ترافيك يافته است و اين يعني چيزي بيش از 25 درصد كل بودجه در اين حوزه صرف خواهد شد. در كمتر جايي از كلان شهرهاي جهان ميتوانيد اين نوع تخصيص بودجه را ببينيد، ولي ما با توجه به اهميت اين معضل در زندگي شهري، اين كار را انجام دادهايم. البته اين به معناي آن است كه توان ما براي فعاليت در ساير حوزهها كاهش خواهد يافت. اين وظيفه دولت است كه منابع مالي مورد نياز را در اين حوزه كه به زندگي روزمره مردم گره خورده را تامين نمايد. ولي در اين مورد ما كمكي دريافت نكردهايم، لذا مجبوريم كه خودمان تمام هزينهها را تامين كنيم. البته اين ميزان بودجه نیز براي حل معضل ترافيك كافي نيست، اجراي تعهدات از سوي دولت ميتوانست، علاوه بر كاهش فشار بر شهرداري، تامين زيرساختهاي حمل و نقل عمومي در شهر (با محوريت مترو) را با سرعت بيشتري ممكن كند. البته با تلاشي كه شده و بودجه اختصاص يافته ما گسترش خطوط مترو به تمام نقاط شهر دنبال خواهيم كرد.
شهرداري تهران درمناطق جنوبي ، دست به احداث 5 فروشگاه شهروند جديد زده است ، هدفتان از اين حركت چه بوده است؟
یکی از اشکالات اساسی برنامههای توسعهای در کشور ما، فراموشی هدف این برنامهها است. فکر نکنم که هیچ کارشناس و صاحبنظری وجود داشته باشد که منکر این حقیقت باشد که هدف تمام برنامههای توسعه، انسان، رضایت و شادکامی او است. فراموشی این هدف، باعث شده است که شکافهای عظیمی میان انسانها به وجود آمده و جامعه به دو قطب متضاد که در یک سو انسانهای بهرهمند از تمام امکانات و در سوی دیگر، تودهای از انسانهای فقیر در درون حلبیآبادهای عاری از امکانات تبدیل شود. شهرداری تهران، در دوره اخیر، تلاش فراوانی در جهت بازگرداندن هدف توسعه در شهر تهران انجام داده است. بهرهمندی از تمام امکانات موجود در کشور، حق همه شهروندان است.احداث پنج فروشگاه شهروند جدید در جنوب شهر تهران، تنها بخش کوچکی از اقداماتی است که مجموعه شهرداری تهران برای برابری در دسترسی شهروندان به امکانات شهری انجام داده است. شکی نیست که تا رسیدن به نقطه مطلوب، فاصله بسیاری داریم اما مجموعه شهرداری تهران، متعهد به انجام تمامی اقدامات در این راستا بوده است.
تاسسيسات مترو وفروشگاه هاي زنچيره اي وميادين ميوه وتره بار را تا چه اندازه اي دررفاه عمومي مردم موثر مي دانيد ؟ اين تاسيسات تا چه اندازه درارتقاۀ معيشت مردم و انتقال آنان از طبقات فرودست به طبقه متوسط تاثير دارد؟
در این نکته شکی نیست که تمام امکانات شهری، در جهت افزایش رفاه عمومی شهروندان ایجاد میشوند. تأسیسات مترو و فروشگاههای زنجیرهای و تمام میادین میوه و ترهبار نیز برای آن ایجاد شدهاند که بتوانند مواد اساسی مورد نیاز مردم را در زودترین زمان و با کمترین قیمت ممکن به شهروندان عرضه کنند. بنابراین، ایجاد این امکانات، سهمی مهم در افزایش رفاه عمومی مردم خواهد داشت. بدون شک، هنگامی که امکانات شهری، بدون هیچگونه تبعیضی در اختیار تمام شهروندان قرار میگیرد، بیشترین منافع نصیب آسیب پذیر ترین اقشار خواهد شد . مطالعات مختلف نشان میدهد که در طی سالهای اخیر، طبقات فرودست شهری در تهران، از امکانات شهری استفاده فراوانی کردهاند. شاید این نکته اندکی اغراقآمیز به نظر برسد اما در صورتی که توزیع امکانات شهری به صورت متوازن صورت گیرد و در همان زمان، نیز فرصتهای دیگری در حوزههای دیگر در دسترس این طبقات محروم قرا گیرد، در آن زمان است که ما میتوانیم توقع داشته باشیم طبقات فرودست شهری به طبقة متوسط ارتقاء پیدا کنند. شهرداری تهران به عنوان یک نهاد با امکانات محدود و حوزة اختیارات مشخص، تلاش کرده تا سهم خود را با توزیع امکانات شهری ایفا نماید .
دولت 100 ميليارد تومان بودجه مترو را كاهش داده است ، اين مو ضوع درتوسعه مترو چه تاثيري خواهدداشت؟
من در بخشهاي قبلي هم عرض كردم، مقوله مترو به زندگي روزمره مردم تهران گره خورده است. آرامش، رضايت و باور آنها به كارآمدي مجموعه نهادهاي مديريتي كشور از اين مسئله تاثير ميپذيرد. لذا مسئله ترافيك و به تبع آن مترو، مقولهاي مربوط به شهرداري نيست. تهران مركزيت كشور است و یک ششم جمعيت كشور را در خود جاي داده است. لذا مسائل آن، مسائل ملي است. دولت بايد به شهرداري كمك كند تا اين معضل به تدريج حل شود. ولي كاهش بودجه در فضايي كه هر روز موضوع بغرنجتر ميشود، معنايي جز اين ندارد كه گويي ما علاقه چنداني به حل موضوع نداريم. علاوه بر تاثيري كه اين كاهش بودجه بر برنامهريزي براي گسترش مترو به تمام شهر (به عنوان يك خواست عمومي) خواهد داشت، بايد ديد واقعاً مردم به اين نوع اقدامات با چه ديدي نگاه ميكنند و چه قضاوتي دارند؟ اگر ميخواهيم مردم را تكريم كنيم، راه آن احترام به خواستهاي آنها ميباشد.
محيط زيست درشهرتهران تا چه اندازه اي دربرنامه هاي شما به عنوان يك موضوع محوري تلقي مي شود و اين موضوع دربودجه شهرداري چگونه موردتوجه واقع شده است؟
محیط زیست، امروزه از اصلیترین دستور کارها در برنامههای توسعه میباشد، بهگونهای از شاخصهای اصلی توسعه پایدار در شهرها بهبود وضعیت زیستمحیطی، رفع انواع آلودگیها، گسترش فضای سبز و ... میباشد. به صورت طبیعی ما وقتی مقوله بهبود کیفیت زندگی شهری را در دستور کار خود قرار دادهایم، مقوله محیط زیست نیز جزء اولویتهای ما میباشد. ما در سال 86 برنامههای خوبی را برای کاهش انواع آلودگیها انجام دادهایم و با اختصاص بودجه قابل توجهی در سال 87، فعالیت خودمان را در حوزه مدیریت آلودگی هوا، صورت و نهایتاً مدیریت پساماندها گسترش خواهیم داد.
تضاد ميان دولت و شهرداري تا چه اندازه منجر به وارد آمدن آسيب به حوزه اجتماعي شده است؟ ابعاد اين آسيب چيست؟
همانطور كه در جواب به سؤالهاي قبلي شما اشاره كردم، شهروند، انساني است كه به دليل حضور و اسكان در شهر، ناچار از پذيرش برخي تكاليف و حقوق است. نكتة مهم در اين بين اين است كه اين شهروند حامل تكاليف و حقوق، ناچار از برقراری رابطة دوسويه و فعال با مجموعة مديريت شهري و دولت نيز هست. هر شهروندي در هر جامعهاي، با مديريت آن شهر و آن جامعه ارتباط برقرار ميكند. نكتة مهم اين است كه اگر مابين اين مجموعة مديريت، اختلاف و كشمكش باشد، در نهايت، ضرر و زيان آن به شهروندان آن شهر و آن جامعه باز ميگردد. به نظر من، در اختلاف نظر دولت با شهرداري تهران، مردم تهران آسيب فراواني ديدهاند. مردم تهران به خوبي ميدانند كه تمام اقدامات مجموعة مدیریت شهری تهران براي برقراري تعاملي مؤثر با دولت، با پاسخ مناسبي از سوي دولت مواجه نشده است. ما هنوز هم اميدواريم كه بتوانيم با مذاكره، دولت را به انجام وظايف خود در قبال شهروندان تهران ملزم كنيم.
اين نظر برخي از اعضا شوراي شهر و وزارت كشور كه طرح بدهكاري دولت به شهرداري را سياسي مي داند تا چه اندازه مقرون به صحت است؟
جالب است که بسیاری از نهادهای دولت در مورد بدهیهای خود به شهرداری تهران، به جای آنکه سعی کنند تا پاسخگو باشند دست به اتهامزنی و سیاسیدانستن قضیه زدهاند. من نظرم را در مورد این قضیه مفصلاً بیان کردهام و ديگر نيازي به تكرار آن نميبينم. اما ذكر يك نكته ضروري است، هدف مسئولين در نظام اسلامي بايد خدمت به مردم باشد و اين امر بايد فراتر از هر نوع نفعطلبي شخصي و گروهي باشد. مردم ما هوشمندانه و مسائل را خوب درك و تحليل ميكنند. به نظر من، مردم قضاوت خود را در مورد اين قضيه انجام دادهاند و ما وظيفه خودمان كه پيگيري بود را انجام دادهايم و انجام خواهيم داد.
تا چه اندازه شما براي استفاده از مديران حاضر درشهرداري ، ازسوي دولت تحت فشار قرار گرفته ايد؟
من با صراحت خدمت شما عرض میکنم که در انتصاب مدیران حاضر در شهرداری از سوی هیچ نهاد یا فردی تحت فشار نبودهام و اساسا چنین فشارهایی را نیز به هیچ وجه نمی پذیرم. به باور من، در نظر گرفتن دو معیار برای قرارگرفتن افراد در پستهای مدیریتی در کشور میتواند عملکرد مدیران را بهبود و ما را در رسیدن به اهدافمان یاری رساند. این دو معیار، عبارتند از کارآمدی و تخصص افراد و پایبندی آنها به معیارها و اصول نظام. در تمام انتصابهای خود در شهرداری تهران سعی کردهام تا این دو معیار را به طور توأمان مدنظر قرار دهم. فکر میکنم که تأکید یک جانبه بر هر کدام از این دو معیار، باعث ناکامی ما و در نتیجه، خلاف روح قانون اساسی، آرمانهای امام و رهنمودهای مقام معظم رهبری است.
آيا اداره كلان شهر تهران مي تواند الگويي براي اداره كشور باشد؟
باید خدمت شما عرض کنم که امروزه، روند شتابان شهری شدن جهان و تبدیل شدن شهرها به نقاط اصلی تمرکز انسانها در کرة زمین، سبب توجة روزافزون به چگونگی توسعه و پیشرفت شهرها شده است. بنابراین، منطقی است اگر این ادعا را مطرح کنم که ادارة کلان شهری چون تهران، حرکت در مسیر تحقق یک توسعة پایدار شهری در این کلان شهر و بهبود کیفیت خدمات و حل مسائل و مشکلات متعدد و پیچیدة این شهر، به واقع الگوی مناسبی برای تحقق توسعه ملی و دستیابی به اهداف سند چشمانداز کشور است. سند چشمانداز کشور، مسیر ما برای پیشرفت را مشخص کرده است. من بر این باورم که روندهای چند سال اخیر در تهران، به منزلة آزمونی برای ما در زمینة حرکت به سوی اهداف سند چشمانداز بوده است. فراموش نکنیم که حدود یک ششم جمعیت کشور در این شهر زندگی میکنند. اداره کلان شهر تهران و موفقیتهای به دست آمده نشان داده است که این الگو قابل اجرا در سطح کشور و الگویی مناسب برای توسعة کشور است. البته این بدین معنا نیست که همة مشکلات تهران حل شده است بلکه بدین معناست که سرعت بهبود امور و حل مشکلات مردم برآیند مثبتی را نشان میدهد.
حكومت محلي درمواضع شما داراي چه معنايي است واز چه جايگاهي برخوردار است؟
حکومت محلی در شکل توسعهیافته سازمانی است عمومی که در قسمتی از خاک یک کشور که دارای قدرت عالی سیاسی یا شبیه آن است به موجب قوانین عمومی یا خصوصی تشکیل میشود تا خدمات لازم را در محدوده خاص برای مردم تأمین کند. گاهی به کلیه سازمانهای مستقر در سطح عمومی محل، حکومتهای محلی میگویند در این صورت شامل سازمانهای حکومت مرکزی واقع در سطح محل نیز خواهد شد. ویژگی حکومتهای محلی آن است که این حکومتها فاقد قدرت عالی سیاسی- به معنای واقعی هستند. حکومت محلی حلقه اتصال حکومت مرکزی به مردم است. مشارکت مردم در امور محلی از یک دهه قبل تا کنون به عنوان عاملی اساسی در بررسیهای توسعه مورد توجه قرار گرفته است. در این میان وظیفه اصلی برعهده دولت و حکومتهای مرکزی است که از وظایف- اختیارات و مسئولیتهایش تمرکززدایی کند و آنها را به حکومت محلی واگذار کند. یکی ازمهمترین نهادهای حکومت محلی نهادهای مدیریت شهری میباشند. مسئله برای نهادهای مدیریت شهری در دوسطح قابل طرح است .در وهله اول این نهادها باید یک فرایند تدریجی و لی دائمی اختیار گیری را دنبال کنند و در وهله بعدی باید تلاش کنند تا اختیارات را در نهادهای پائین دستی و نیز نهادهای مردمی توزیع کنند.در مورد تجربه طی شده در سالهای اخیر در کشور باید این سوال را پرسید که با توجه به الزام برنامههای سوم و چهارم مبنی بر واگذاری اختیارات به دولت به شهرداریها آیا این روند به صورت منطقی و قانونی اجرا شده است؟ باید بدانیم که تفاوت زیادی بین واگذاری اختیار و مسئولیت وجود دارد. متاسفانه در حال حاضر، مدیریت شهری از تنوع مسئولیتها در مورد امری واحد، رنج میبرد و شهرداری در انجام امور خود را مواجه با انبوهی از سازمانها و ارگانهای دولتی میبیند. پس این روند تمرکززدایی در جهت تقویت حکومت محلی از طرف دولت مرکزی به درستی انجام نشده است.در سطح دوم سوال این است که مدیریت شهری در جهت تقویت نهادهای خود در امور محلی و افزایش مشارکت مردم چه قدمهایی برداشته است؟ باید بگویم که در این دوره افزایش نهادهای شهرداری در جهت خدمات دهی بیشتر به مردم را شاهد بودیم. همچننی رویکرد محله محوری را با تشکیل و تقویت شورایاریها دنبال کردیم. باید بدانیم که اگر امور مردم را به خود آنها واگذار کنیم کارها بهتر انجام میشود. استقبال مردم از شورایاریها هم برای ما غیر قابل تصور بوده است. امسال سند برنامه محلهها تدوین و تصویب شده و در حال حاضر همه اقدامات محلات بر اساس این سند صورت میگیرد.
آيا نظريه حكومت محلي استراتژي انتخاباتي شما براي اداره كشور است؟اين استراتژي قرار است به كداميك از بحران ها و شكاف هاي موجود پاسخ گويد؟
در مورد اينكه اين رويكرد، يك شعار انتخاباتي است، بايد بگويم كه قبل از آنكه من شعار انتخاباتي داشته باشم، بايد تصميم به حضور در صحنه انتخابات گرفته باشم. در اين موضوع به صورت جدي در حال بررسي هستم و هنوز به يك نتيجه قطعي نرسيدهام. در مورد اينكه چنين استراتژياي چه جايگاهي در برنامهريزي براي اداره كشور دارد، بايد عرض كنم كه قطعاً ما به پيگري جدي مقوله حكومتهاي محلي در شكل نيمه متمركز آن به شدت نياز داريم. ما براي سالها اختيارات را در مركز گرد آوردهايم و همپاي آن بخش عمدهاي از امكانات در تهران تمركز يافتهاند. اين تمركز، علاوه بر بوجود آوردن بيعدالتي و عدم توازن، عدم شكلگيري يك ادغام اجتماعي اصولي را در پي داشته است و ميدانيم كه اين فرايند هم داراي پيامدهاي منفي براي توسعه است و هم داراي پيامدهاي امنيتي براي كشور. از اين رو معتقدم هر فردي كه مسئوليت در كشور ميپذيرد، به هر صورت بايد به اين مقوله بينديشد و آن را اجرايي كند. اينكه چگونه اجرا كند، بسيار مهم است، چراكه ما برنامه تمركززدايي داشتهايم، ولي اين برنامهها اثرگذار نبودهاند و اجرايي نشدهاند، ما در اين مرحله، علاوه بر ديدگاه روشن در مورد مقوله حكومتهاي محلي، بايد مسئله اجرايي ساختن آنرا نيز مورد توجه قرار دهيم. موفقيت در اين روند، اثر مستقيمي بر كارآمدي مجموعه دولت، افزايش مشاركت مردمي در امور خواهد داشت.








