كارنامه نشر در گفتگويم با زيبا جلالي ناييني
حضور در نمايشگاه كتاب ديگر غرور آفرين نيست
بالاخره بیست و دومین دوره نمایشگاه بین المللی کتاب تهران هم در مصلای تهران آغاز به کار کرد و نویسندگان و ناشران در تلاشند از فرصت به دست آمده برای عرضه آخرین آثارشان نهایت بهره برداری را داشته باشند. در آن سوی گود اما هستند ناشرانی که با دیدی انتقادی به کارنامه نشر در سال های اخیر، حمایت های دولتی را تنها محدود به قشری می دانند که کوچک ترین سهمی را در اعتلای فرهنگ این مملکت ندارند و عجیب آنکه از بیشترین حمایت ها نیز از جانب دولت برخوردارند. زیبا جلالی نایینی مدیر انتشارات شیرازه یکی از همین منتقدان است.او در گفت وگو با «سرمایه» از کم و کیف کارنامه نشر در این سال ها می گوید و اینکه از حضور در این دوره از نمایشگاه احساس مثبتی ندارد و آن را غرور آفرین نمی داند: خانم جلالی، اخیراً مقامات مسوول از حمایت صددرصدی آثار تولید شده در حوزه ادبیات سخن می گویند و اظهار می دارند دولت های قبلی تنها از ناشران حمایت کردند در حالی که دولت نهم از نویسندگان و مترجمان نیز حمایت می کند. نظر شما در این خصوص چیست؟ کافی است شما همین امروز وارد نمایشگاه کتاب و از صحت این گفته ها آگاه شوید افرادی که با دیدی منصفانه به کارنامه نشر در این کشور می نگرند به آسانی می توانند، بینند که در این سال ها چه کسانی حمایت شده اند و چه کسانی به حاشیه رانده شده اند. از این بالاتر در مقابل اصناف دیگر آیا این صنف اصولاً حمایت شده است؛ آن هم صنفی که از تجارت به دور است و به دنبال ارتقای فرهنگ این خاک و بوم است. از سوی دیگر هر وقت که کلمه «حمایت» به گوش ناشران می خورد بیشتر نگران می شوند زیرا نیک می دانند پشت حمایت حتماً گزینشی هم هست و تنها افرادی که همیشه تحت الحمایه بوده اند از این حمایت ها نیز همواره بهره مند خواهند شد و نه آقایی که مستقلانه در کار نشر قدم برمی دارند. یعنی براین باورید که تنها بعضی ناشران از حمایت ها برخوردار بوده اند؟ جالب این است که فربه شدن یک عده و حمایت های مدام از بعضی انتشارات به هیچ وجه ارتقای فرهنگ کشور و مردم را به دنبال نیاورده است و به این دلیل که این حمایت ها سلیقه ای و گزینشی است، هما ن هایی که همواره از حمایت بهره مند بوده اند هم اکنون نیز در مقیاسی وسیع تر از این حمایت ها بهره مند می شوند.
نمایشگاه کتاب امسال را چگونه می بینید؟
فضای نمایشگاه یک فضای نامناسب برای مخاطبان آن است. امکانات آن بسیار محدود و ناچیز است و حتی فضای مناسبی برای تهویه مطبوع و استراحت نیز در نظر گرفته نشده است. تنها یک نیروی واکنشی سبب شده است من و امثال من در این نمایشگاه شرکت کنیم و این در حالی است که من از هیچ فردی برای حضور در نمایشگاه دعوت نمی کنم زیرا هیچ احساس غرور و افتخاری از حضور در آن نمی کنم و بر این باورم که مقوله فرهنگ همچنان مهجور مانده است. به فشارهایی که به اهالی این صنف می شود همچنان معترضم زیرا در تمام دنیا روی افرادی که به دنبال ارتقای سطح فرهنگی کشور خود هستند سرمایه گذاری می شود و این درحالی است که این قشر در کشور ما جزء مهجورترین و کنار گذاشته ترین صنوف در بین اصناف هستند.
سیل جمعیت بازدیدکننده ناخودآگاه انسان را به این فکر فرو می برد که اگر مردم ما به واقع تا بدین حد کتابخوان واهل فرهنگ بودند، پس چرا تیراژ کتاب های ما اینقدر در سطح پایینی قرار دارد، جنابعالی در این باره چگونه می اندیشید؟
در واقع این سوال برای من هم مطرح است اما من این حضور را بیشتر یک عادت می دانم تا حضوری به واقع آگاهانه و از سر ذوق. در واقع نمایشگاه کتاب به دلیل سابقه اش که در منطقه ای خوش آب و هوا و زیبا برگزار می شد به یک تفریح عمومی تبدیل شده است و همه می آیند تا به نحوی در این جشن ملی شرکت کنند البته من این نکته را منفی نمی دانم و بر این باورم که می توان از این حضور با پتانسیل های بالقوه ای که در ذات کتاب وجود داردبه نحو احسن بهره برداری کرد که متاسفانه تاکنون این اتفاق نیفتاده است و ما همچنان شاهد یک حضور تکراریو به دور از هرگونه تفکر هستیم.








